تبليغاتX
محفل فاطمیون اراک

منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک


موضوعات

اشعار
آموزش مداحی
رحمت خداوندی
خوب است بدانیم
نامه یار
جلوه جمال
مناسبتها
نکته هاو گفته ها
فاطمیه
اشعار میلاد انوار الهی
امام زمان عج
مشتی خاک
ماه رجب
ماه شعبان
ماه رمضان
ماه شوال
ذی القعده
ذی الحجه
محرم
صفر
شهدا
امام خمینی رحمه الله
عکس
شیعه شناسی
ربیع الاول
ربیع الثانی
عشق و عاشقی
عارفانه
اجتماعی
سیاسی
فرهنگی و هنری
توابین


آرشيو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


زمان حال

آمار وبلاگ

» همه آرزویم __________ باز هم این جمعه یارم دیر کرد. «

تعطیل

روز

 

ظهور

       



 

 

قائم  آل محمد(عج)

 

 


نوشته شده توسط هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک در سی ام فروردین 1387

لينك ثابت


» حرم یار _______________ یوسف رحیمی «

               دستای خالی

 

    دستم و گرفتی با دستای خالی یادته

 

    بخشیدی من و تو صحنت پر و بالی یادته

 

    سحرا من بودم و اون ضریح آسمونی

 

    شاپرک ترین دل و گلهای قالی یادته

 

    مثل یک مرغ مهاجر توی آسمون صبح

 

    پریدم کبوترانه با چه حالی یادته

 

    شبشه ی بغض دلم کنار شش گوشة تو

 

    می شکست مثل یه کوزه ی سفالی یادته

 

    اما حالا منم وخاطره های یک سفر

 

    سفری به اوج یک عرش خیالی یادته

 

    یه شال مشکی دارم تبرکی از حرمت

 

    که محرما می شه دستمال اشک ماتمت

 

                           ***

 

    کاش می شد بشم یه بارِ دیگه مهمون حرم

 

    یا بشم یه تیکه آئینه تو ایوون حرم

 

    یا مثه کبوترای صبح گنبد طلات

 

    می شدم همنفس گلاب و گلدون حرم

 

    چه صفایی داره عطر خاک پای زائرات

 

    چه سعادتی می خواد کفشداری توی اون حرم

 

    سحر و صبح و سپیده همه خونه زادتن

 

    مهر و ماه نور می گیرند از نور شمعدون حرم

 

    همة سال یه طرف ماه محرم یه طرف

 

    که بازم می جوشه توی قتلگاه خون حرم

 

    اونجا چشم دل می خواد یا دست یک حس غریب

 

    که شب جمعه بشی مست سبوی عطر سیب

 

                             ***

 

    چی می شه جادة صبح و به دلم نشون بدی

 

    مثل اون پرچم سرخت دلم و تکون بدی

 

    چی می شه یه شب بیای به صحن دفتر دلم

 

    به غزل مرثیه های دل خسته جون بدی

 

    با همین چشم تهیدست اومدم تا حرمت

 

    یا کریم و تا کریمانه تو آشیون بدی

 

    کاش به من بال و پر سرخی به رنگ کربلا

 

    برای پر کشیدن به سمت آسمون بدی

 

    چی می شه یه بار دیگه تذکرة کربلامو

 

    با همون دست غریب نواز مهربون بدی

 

    عمریه دلم حسینیه ی ماتم و عزاست

 

    هر جایی روضه می خونند به خدا کرب و بلاست  

 

                                                     



نوشته شده توسط هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک در سی ام فروردین 1387

لينك ثابت


» یا حضرت معصومه سلام الله علیها ------------ با اجازه ی بانوی بی نشان. «

دهم ربيع الثاني، رحلت پر دريغ کوثر کرامت و جاري مرحمت، حضرت فاطمه معصومه (س) را تسليت مي گوييم.

                                               

روا بود که در این داغ  تسلیت گوئیم    به آنکه خاک حریمش پناه عشاق است

 یا 

امام رضا : جدآیی دو دلداده ودلدار چگونه است؟ فراق پدر وفرزند چطور؟ دوری وفراق علمدار وسرباز فداکار از فرمانده غریب و مظلوم چگونه است؟  دست تکان دادن پدری مسافر بی باز گشت برای دختری سه ساله ای که دستان کوچک خود را با نهایت ناز ونیاز به سویش دراز نموده چطور ؟ خدا حافظی پدر با قنداقه خون آلود طفل شش ماهه چی ؟ فراق خواهر و برادری که از دوری هم می میرند را چگونه بسرایم ؟ آقا جان : شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت             فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت      یا علی تا بعد.

نوشته شده توسط هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک در بیست و نهم فروردین 1387

لينك ثابت


» جلوه جمال یار «

نوشته شده توسط هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک در بیست و هشتم فروردین 1387

لينك ثابت


» نامه یار برای بیقراران-------------------------------------------- «

نامه حضرت امام زمان به جمعی ار مردم قم

در كتاب «احتجاج» از شیخ موثق ابوعمر عامرى رحمة الله علیه روایت مى‏كند كه گفت: ابن ابى غانم قزوینى و جماعتى از شیعیان درباره فرزند امام حسن عسكرى علیه السلام گفتگو نمودند. ابن ابى غانم مىگفت: حضرت رحلت فرمود و اولادى نداشت. سپس آنها نامه‏اى در این خصوص نوشتند و به ناحیه مقدسه فرستادند (تا وكلاى حضرت به آستان مقدسش برسانند) و در آن نامه نوشتند كه ما بر سر این موضوع كشمكش نموده‏ایم. جواب نامه آنها به خط آن حضرت صلوات الله علیه بدین مضمون صادر گشت:

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند ما و شما را از فتنه‏ها نگه دارد و به ما و شما روح یقین موهبت كند، و از سوء عاقبت باز دارد. خبر تردیدى كه گروهى از شما در امر دین نموده‏اید، و شك و تحیرى كه درباره صاحبان امر خود به دل آنها راه یافته است، به من رسید، ما از این موضوع به خاطر شما غمگین شدیم نه به خاطر خودمان و درباره شما ناراحت شدیم نه درباره خودمان زیرا خدا با ماست و جز به خدا به هیچ كس نیازى نداریم و حق با ماست و بنابر این كسی كه از اطاعت ما سرباز مى‏زند، ما را به وحشت نمى‏اندازد. ما اثر صنع خدائیم و مردم به طفیل وجود ما ، موجود گشته‏اند.

اى مردم! چرا دچار تردید گشته و در حال تحیر مطلب را بر خود مشتبه مى‏سازید. آیا نشنیده‏اید كه خدا مى‏فرماید: یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منكم یعنى؛ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، خدا و پیغمبر و صاحبان امر خود را، اطاعت كنید؟ نمى‏دانید كه در اخبار رسیده است كه حوادثى براى ائمه، گذشته و آینده شما روى مى‏دهد، و آیا ندیده‏اید كه خداوند از زمان حضرت آدم تا زمان امام حسن عسكرى سنگرهائى براى شما قرار داده كه به آنها پناه برید و علائمى مقرر داشته تا به وسیله آن هدایت شوید؟ به طوری كه هر گاه یكى از آن علامت‌ها پنهان شود علامت دیگرى ظاهر مى‏گردد و هر وقت ستاره‌اى غروب كند؛ ستاره دیگرى مى‏درخشد؟

پس وقتی كه امام حسن عسكرى علیه السلام رحلت فرمود: گمان كردید كه خداوند دین خود را باطل كرد، و رشته واسطه میان خود و بندگانش را قطع نمود؟ نه . چنین نبوده. و تا روز رستخیز و ظهور امر خدا كه مردم او را نمى‏خواهند، هم چنین نخواهد بود.

امام گذشته با سعادت رحلت فرمود و همچون پدران بزرگوارش از دست مردم رفت، وصیت و علم و فرزند و جانشین او در میان ما است و جز ظالمان گناهكار كسى راجع به منصب و مقام امامت وى با ما نزاع ندارد و جز منكر كافر كسى ادعاى این منصب بزرگ را نمى‏كند.

اگر ملاحظه مغلوب شدن امر خدا و آشكار و علنى گشتن سرّ الهى نبود چنان حق ما براى شما ظاهر مى‏گردید كه عقل‌هاتان حیران گردد و تردیدتان برطرف شود ولى آنچه خداوند خواسته تحقق خواهد یافت؛ و هر چیزى در لوح محفوظ مرقوم است .

پس شما هم از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و كارها را به ما واگذارید. همه گونه خیر و خوبى از ما به مردم مى‏رسد. آنچه بر شما پوشیده است، براى اطلاع از آن اصرار مورزید. و به چپ و راست میل نكنید، مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهید. من آنچه لازمه نصیحت بود، به شما گفتم و خداوند بر من و شما گواه است.

اگر محبت به شما نداشتیم و صلاح شما را نمى‏دیدیم و به خاطر ترحم و شفقت بر شما نبود، گفتگوى با شما را ترك مىگفتیم ... و صلى الله على محمد النبى و آله و سلم تسلیماً.

منبع:

مهدى موعود (ترجمه جلد سیزدهم بحار الانوار چاپ قدیم)

نوشته شده توسط هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک در بیست و هشتم فروردین 1387

لينك ثابت



مطالب پيشين


منوي كاربري

Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير :

---- بسم رب العشق ...
---- حرفی جز تصو یر بالا نمونده .


لينك دوستان

رفع مشكلات وبلاگنويسان
سايت آموزش ايرانيان
دفتر مقام معظم رهبری
قاصدک شب
غرفه ناز
پرچین راز
لوح دل
پرواز به سوی پروردگارم
حکایت مستان کربلا
فرهنگ و اندیشه
بانوی بی نشان
دلتنگی های آدمی را ...
یار دلنواز
عرش عشق
حاج محمود قاسمی
شکایت نی
طراوت باران
آینه ها دچار
بگو عاشقی تا سلامت کنم
عطش
مولای رحمت
نرگسی
قرارمون ساعت عشق
شهدا
کنیز حضرت زهرا
دوستی
شمس آفاق
آلاچیق
تنفس صبح
منتظران ظهور
بچه های آسمانی
بهترین من
دختر باییز
رز سیاه
آواز بر جبرائیل
بابای شهیدم
فداغ نور ایمان
ثانیه های انتظار
خاطرات فراموش شده
چهل منزل تا اربعین
دل نوشته ها
محبان مهدی
خورشید دلها
مسند خورشید
ظهور نور
راویان دفاع مقدس
سحر خیز مدینه
دل نوشته های مادر
هستی
بوی بارون
بیداریه
منتظران
دختر عاشق
رقص گلها
مدیون خدا
بچه شهید
گفتگو با خدا
شکوفه عصمت
نور ثامن
نسیبه عابدی
یا فاطمه الزهرا
انجمن شعر
شاعر کنار دفترش
پردیس
تا لب چشمه خورشید
به سوی خدا برویم
سادات خانم
ای داد ازین غوغای دل
نخستین عشق
که در طریقت ما کافری ...
شاخه طوبی
نوازش مولا علی ...
چراغ راه آینده - آقای سپهروند
نسیم
اشعار مذهبی
قالب هاي حرفه اي براي شما
آموزش هر آنچه شما بخواهيد



All Rights Reserved 2008 © by omolaemeh.blogfa.com
This Themplate Designed By amir kermanshahi