چه شد ای مادرمحزون که زمین گیرشدی چه شده دستخوش این همه تغییرشدی
دودهه نیست زعمرتوگذشته اما باورش سخت بود زودچراپیرشدی
زودترازهمه کس مزد رسالت دیدی کاردنیاست تومظلومه تکفیر شدی
بین قدخم وگیسوی سفید وتن زخم گوشه خانه ی آتش زده زنجیرشدی
کوثری صاف تر وپاکترازشبنم ها شعله نزدیک توگردیده که تبخیرشدی؟
قاب چشم علی از دیدن توخالی ماند بعدکوچه زچه روحالت تصویرشدی؟
خون پهلوی توهم بندنیایدعشق است به خداتوسندآیه تطهیرشدی
بهرآن مردم نااهل زیادی بودی چه کشیدی توکه اززندگی ات سیرشدی
عشق این بودکه از دست تو برمی آمد پیش روبه صفتان حامی یک شیر شدی
بهرحیدرکشی ازراه توواردگشتند
خوابشان لطمه به تو بود که تعبیر شدی
من یاس احمدم که خزان زدبه روی من غم ریخته است شهدبلادرسبوی من
نگذاشتندغنچه من چهره واکند گلچین شکست شاخه گل آرزوی من
گلچین گلاب جان مرابالگدگرفت روزی که حمله کردزکینه بسوی من
آتش چودیدپشت درخانه بی کسم ازمعجرم گذشت وشرر زدبه موی من
میخواستم نفس بکشم میخ دررسید یکباره قطع گشت نفس درگلوی من
جایی نمانده بودبرای گریز من افتاد درب شعله گرفته به روی من
درزیربار آن همه لطمه به جای عطر
بابوی دود وخون شده آغشته بوی من