تبليغاتX
هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک .

منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

محفل فاطمیون اراک


موضوعات

آموزش مداحی
رحمت خداوندی
شعر و شعور
خوب است بدانیم
نامه یار
جلوه جمال
مناسبتها
نکته هاو گفته ها
فاطمیه
اشعار میلاد انوار الهی
امام زمان عج
مشتی خاک
ماه رجب
ماه شعبان
ماه رمضان
ماه شوال
ذی القعده
ذی الحجه
محرم
صفر
شهدا
امام خمینی رحمه الله
عکس
شیعه شناسی
ربیع الاول
ربیع الثانی
عشق و عاشقی
عارفانه
اجتماعی
سیاسی
فرهنگی و هنری
توابین


آرشيو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


زمان حال

آمار وبلاگ

» بخشی از مثنوی (نخل و خون ) ------------------- با اجازه زیتون «

به پیشواز ولادت گل و میلاد احساس و روز خلقت یعنی روز مادر رفته ایم

احمد عزیزیاحمد عزیزی


ای تکلم‌کرده با روح‌الأمین            دختر تجریدی زیتون و تین
ای شبستان حرا آیینه‌ات                شیر سرخ کربلا در سینه‌ات
دختر رود تجلی در مسیل               دختر آواز بال جبرئیل
ای کبود ارغوان‌ها دیه‌ات               آب‌های آسمان مهریه‌ات
...
قفل گل را نام تو وا می‌کند             نام تو می‌ را طهورا می‌کند
...
در جهان گر پرتو حیدر نبود           ماه رخسار تو را همسر نبود
ور نمی‌زد شیر حق لبخند تو            وا نمی‌شد بر فلک روبند تو
...
کیست کفوت آن‌که در شأنش به زیر     «والَ من والاه» آمد در غدیر
کیست کفوت آنکه در صحرای خم       مست شد از جام «أکملت لکم»
...
ای پر از هیهات حیدر خشم تو         ای شب قدر علی در چشم تو
ای گل با اشک خونین تر شده           ای به هجده سالگی پرپر شده
جان فدای بغض تنها ماندنت               داغ تلخ از پدر جاماندنت
چون نگرید چشم زهرا سرخ و تر          در فراق هم پیمبر هم پدر؟
یا محمد از تو دوری کی‌ توان؟           در فراق تو صبوری کی توان؟
می‌شتابد تا بگیرد نور ماه                 پاره‌های فتنه چون ابر سیاه
...
ای پدر این امتان را وا منه                ابن‌عم خویش را تنها منه
سایه‌ی سبز رسالت بی‌تو نیست       رنگ بر روی عدالت بی‌تو نیست
...
بی‌تو سلمان باغ بی‌بر می‌شود        بی‌تو صحرا بی‌ ابی‌ذر می‌شود
بی‌تو می‌بندد شقاوت آب را            غرق در خون می‌کند محراب را
با تنی از تیر و حنجر چاک‌چاک        می‌چکد خون حسینت روی خاک
اهل‌بیت گریه و سوزیم ما                خیمه‌هایی نی‌نوا دوزیم ما
می‌کشد زین بیشه‌ی روباه‌خیز            شیرحق را تیغ زهرآلود تیز
ریخت خون او که باشد خون تو       آه ای موسی! چه شد هارون تو؟
...
یا محمد این قیامت را ببین              فرق خونین امامت را ببین
بیشه‌ی حق را ازین پس شیر نیست    جز صدای زوزه‌ی تزویر نیست
...
زور می‌بافد طناب دار را                  تا ببندد میثم تمار را
شیعه دارد دار خود را روی دوش       نخل شو! ای میثم خرمافروش!
شیعیان با نخل و خون خو کرده‌اند        شیعیان خون را ترازو کرده‌اند
سرخ‌مردن مغز آیین علی‌ست          شیعه قلبش فرق خونین علی‌ست
شیعیان! بر زخم خود زاری کنید        در عروسی هم عزاداری کنید!
داستان ابره و فیل است این              قصه‌ی هابیل و قابیل است این
شیعه زخمی بر سر خود می‌برد           شیعه خاری در گلو می‌پرورد
...
وسعت این زخم بیش از خواب‌هاست       این فدک تا ماورای آب‌هاست
این فدک گاهی گلیم پاره‌ای‌ست             گاه تصنیف گل آواره‌ای‌ست
فقه این مذهب درخت خاک ماست        فهم این دین مرتع ادراک ماست
ما ز جسم دین خود جان ساختیم          روی مذهب باغ عرفان ساختیم
این فدک در آب و خاک و بذر ماست      این توسل در تمام نذر ماست
زین ولایت هرکه باغی می‌خرد          در دل اول نام زهرا می‌برد
روی رود روح، پل داریم ما               چارده معصوم گل داریم ما
چارده آیینه‌ی عاری ز زنگ         یک بهار از چارده معصوم رنگ
پنج تن مثل ستون در دین ماست          چارده آیینه در آیین ماست
باغبان این زمین پیغمبر است           منبع این آب حوض کوثر است
حوض کوثر چیست؟ اشک فاطمه         ابر می‌گرید ز رشک فاطمه
اشک زهرا حوض کوثر می‌شود           ساقی این اشک حیدر می‌شود
ناز آن اشکی که زهرا باور است      وای بر چشمی که بی‌زهرا تر است
هرکه یک شبنم بگرید از غمش          آب می‌نوشد زمین از زمزمش
هرکجا سبزاست نام فاطمه‌ست            این سیادت از مقام فاطمه‌ست
...
اشک زهرا چیست؟ روح یاسمین       یک شراب ناب از زیتون و تین
فهم این نازک‌خیالی مشکل‌ است         قلب زهرا را محمد در دل است
کیست نور چشم احمد؟ فاطمه                کیست تأنیث محمد؟ فاطمه
هم‌چنان که لاله در صحرا تپید            مصطفی در سینه‌ی زهرا تپید
پس بهار سبز برهان فاطمه‌‌ست          پس نزول‌آباد قرآن فاطمه‌ست
آن شب قدری که روح آمد فرود           جز به قلب نازک زهرا نبود

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و نهم خرداد 1387

لينك ثابت


» یک مطلب قشنگ ------------------------ با اجازه قاصدک شب «

پرنده بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :"اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی ."

پرنده گفت :" من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم. اما گاهی پرنده ها و آدم ها را اشتباه می گیرم ."

انسان خندید و به نظرش این خنده دارترین اشتباه ممکن بود .

پرنده گفت :" راستی ٬ چرا پر زدن را کنار گذاشتی ؟ " انسان منظور پرنده را نفهمید ٬ اما باز هم خندید .

پرنده گفت :" نمی دانی ٬ توی آسمان چقدر جای تو خالیست ." انسان دیگر نخندید . انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد . چیزی که نمی دانست چیست . شاید یک آبی دور . یک اوج دوست داشتنی .

پرنده گفت :" غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است . درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است ٬ اما اگر تمرین نکند فراموش می شود ."

پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اینکه چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش ٬ آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد .

آن وقت خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت :" یادت می آید ٬ تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هردو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی . راستی ٬ عزیزم ٬ بالهایت را کجا جا گذاشتی ؟ "

انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد . آنوقت رو به خدا کرد و گریست ...

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و ششم خرداد 1387

لينك ثابت


» هدیه یک دوست ============== خانم زهرا «

 چندی پیش در ایام فاطمیه آقای مینوت مطلبی در مورد حضرت فاطمه نوشتن. اون مطلب خیلی به دلم نشست و اتفاقا عجب کامنتهای طولانی هم در موردش براشون گذاشتم. دلم می خواست اون مطلب رو یه جورایی ادامه بدم اما نمی دونم چرا نکردم تا اینکه یه نفر دیگه پیدا شد و از من خواست تا مطلبی رو توی وبلاگم بذارم که به درد بخور باشه! چه قدر جالب بود برام! به درد بخور!!! وقتی وبلاگشونو باز کردم دیدم عجب وبلاگیه! اون وبلاگ تا اونجایی که من متوجه شدم متعلق داشت به حضرت فاطمه. به خودم گفتم تو که دنبال بهانه می گشتی بیا اینم دوتا بهانه! حالا بنویس! ...

 

نام فاطمه از تار دلها نوای غم برمی آورد. یاد زهرا واژه های محزون و غربت زده را به غم نامه تبدیل می کند. خدا را شاکریم که نعمت غم زهرا را ارزانی ما کرده است. هم نوائی روح هایمان با اندوه های علی و  فاطمه نشان سیراب شدن جان از کوثر ولایت است و تا نسوزد دل، نریزد اشک و خون از دیده ها. تو را فاطمه می خوانم، ای بریده از تمام بدی ها که وجودت آئینه ای است پاک شده از زنگارهای غبار. ای تصویر روشنائی ها! ای پاک ترین آبها، بی ذره ای گرد و کدورت! و ای زلالی محض و شفافیت مطلق! تو را زهرا می گویم که خورشید وار بر وسیع ترین افق آسمان می درخشی بی آنکه غروبی برای تو باشد. تو را مبارکه می سرایم که آوازه برکت و کرامتت موج وار، اقیانوس هفت آسمان را به تلاطم می آورد. تو را راضیه می خوانم که میان موج مصیبتها و سختی ها ایستاده ای و قایق زندگیت همواره بر راستای رضای پروردگارت حرکت کرد. مرضیه می گویمت بانو! که زیستن تو، سکوت و سخن تو، ایستادن و نشستن تو همه، همان بود که خدایت خواسته بود. تو را طاهره می نامم که ناب تر از شبنم های صبحگاهی بر گلبرگ تاریخ نشسته ای و پاک تر از همه بوستان های بهشت و زلالتر از کوثری. ببخش بانو که بضاعتم اندک است و معرفتم محدود. تو به وعده گاه نخستین باز میگردی، آنجا پدر به اشتیاق در انتظار توست و ملائک بهشت را به نام تو آذین بسته اند. اما بانو اینجا علی که داغ تو ذوالفقار صبرش را شکسته است هر صبح انتظار ابن ملجم را می کشد.... 

                              (( تقدیم به وبلاگ مینوت و محفل فاطمیون اراک))

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 ساعت 19:45 توسط یادداشت های گم شده

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و پنجم خرداد 1387

لينك ثابت


» خبر خوش -------------- آيت الله هاشمي رفسنجاني: بقيع بزودي احيا خواهد شد «

آيت الله هاشمي رفسنجاني: بقيع بزودي احيا خواهد شد

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام براي چندمين بار در مدت حضور خود در مدينه منوره به قبرستان بقيع رفت و در جمع هزاران زائر ايراني و ساير ملل اسلامي كه در مقابل درهاي بسته بقيع تجمع كرده بودند گفت : طولي نمي كشد كه بقيع احيا شود.


به گزارش خبرنگار ايرنا از مدينه منوره، آيت الله هاشمي رفسنجاني پس از حضور در حسينيه شيعيان مدينه منوره عازم قبرستان بقيع شد و مسئولان سعودي درهاي بقيع را به روي زائران ايران و ساير ملل اسلامي گشودند. خيل مشتاقان ائمه مدفون در بقيع و حضرت زهرا سلام الله عليها در حالي كه شعارهاي صل علي محمد ياور رهبر آمد هاشمي را همراهي مي كردند با چشمان اشكبار در كنار قبور چهار خورشيد بقيع حضور يافتند و مداحان اهل بيت نيز به ذكر مصيبت حضرت زهرا(س ) پرداختند.


آقاي هاشمي رفسنجاني در جمع انبوه مسلمانان در بقيع ابراز اميدواري كرد كه شيعيان و علاقمندان اهل بيت آنگونه كه مي خواهند عزاداري كنند.


رئيس مجلس خبرگان رهبري ضمن تشكر از مساعدت مسئولان سعودي با زوار ايراني گفت : آقاي ملك عبدالله پادشاه عربستان طي امروز دو بار با وزير عربستاني همراه من صحبت كرد و از او خواست كه رضايت شيعيان مدينه جلب شود. البته شيعيان نيز بايد در زمان زيارت با متانت به فكر وحدت مسلمين باشند.


آيت الله هاشمي رفسنجاني ابراز اميدواري كرد با توجه به جرياني كه امروز در عربستان در راس كار است مردم بتوانند براحتي به اعمال عبادي خود بپردازند.


آقاي هاشمي تاكيد كرد : بايد از فرصتي كه براي گفتگو بين مذاهب آغاز شده است براي همدلي مسلمانان بيشترين بهره را ببريم .


حضور زنان ايراني در بقيع
زائران زن ايراني براي نخستين بار موفق به شرفيابي و زيارت ائمه بقيع (ع ) شدند.
به گزارش خبرنگار واحد مركزي خبر با هماهنگي آيت الله هاشمي رفسنجاني و دستور مستقيم ملك عبدالله شاه عربستان زائران زن حاضر در حرم مطهر رسول اكرم (ص) توفيق حضور در كنار ائمه بقيع(ع) را يافتند.


بنابراين گزارش شمار زيادي از زائران زن حاضر در مدينه منوره پس از اطلاع از حضور رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در حرم شريف نبوي (ص ) با مشايعت و همراهي آيت الله هاشمي رفسنجاني موفق به حضور در قبرستان بقيع و زيارت قبور ائمه مطهر بقيع (ع ) شدند.


در اين مراسم با شكوه كه جمع بسياري از زائران ايراني حاضر در مدينه شركت داشتند زنان زائر با هماهنگي با مسئولان عربستاني پيشاپيش مردان در قبرستان بقيع حضور يافتند.


در اين همايش معنوي كه با حضور آيت الله هاشمي رفسنجاني روي داد مداحان اهل بيت (ع ) به مديحه سرايي و نوحه خواني در رساي حضرت زهرا(س ) پرداختند.


آقاي هاشمي رفسنجاني ابراز اميدواري كرد با برقراري تدابيري شيعيان بتوانند از اين پس به راحتي و در آرامش كامل ائمه بقيع (ع ) را زيارت كنند.

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و سوم خرداد 1387

لينك ثابت


» قدمی به جلو --------------------- حاج اسماعیل دولابی «

ميگويد يك كاري بكن! دعا كن! التماس دعا.

گفت التماس دعا، ‌گفتم من مستجاب الدعوه نيستم، اما اگر باشم چه دعايي ميخواي بكنم؟ گفت: دعا كن خدا حجم را قبول كنه! گفتم آيا خودت حجت را قبول داري؟ گفت:نه!... اِه! وقتي خودت قبول نداري من چي بگم؟ در نماز جماعت ميگويد التماس دعا! دعا کن خدا نمازم رو قبول کنه! خودت قبول داري؟ نه!

يک وقت کلاه سرت نرود به من بگويي التماس دعا! اول خودت را بساز که آنچه عمل ميکني، خودت قبول داشته باشي. حواستون باشه کلاه سرتان نرود.

 در دنيا فقط التماس دعاگو نشويد. وقتي خودت قبول نداري من رو جلو ميفرستي؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و یکم خرداد 1387

لينك ثابت



مطالب پيشين


منوي كاربري

Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير :

---- بسم رب العشق ...
---- حرفی جز تصو یر بالا نمونده .


لينك دوستان

رفع مشكلات وبلاگنويسان
سايت آموزش ايرانيان
دفتر مقام معظم رهبری
قاصدک شب
غرفه ناز
پرچین راز
لوح دل
پرواز به سوی پروردگارم
حکایت مستان کربلا
فرهنگ و اندیشه
بانوی بی نشان
دلتنگی های آدمی را ...
یار دلنواز
عرش عشق
حاج محمود قاسمی
شکایت نی
طراوت باران
آینه ها دچار
بگو عاشقی تا سلامت کنم
عطش
مولای رحمت
نرگسی
قرارمون ساعت عشق
شهدا
کنیز حضرت زهرا
دوستی
شمس آفاق
آلاچیق
تنفس صبح
منتظران ظهور
بچه های آسمانی
بهترین من
دختر باییز
رز سیاه
آواز بر جبرائیل
بابای شهیدم
فداغ نور ایمان
ثانیه های انتظار
خاطرات فراموش شده
چهل منزل تا اربعین
دل نوشته ها
محبان مهدی
خورشید دلها
مسند خورشید
ظهور نور
راویان دفاع مقدس
سحر خیز مدینه
دل نوشته های مادر
هستی
بوی بارون
بیداریه
منتظران
دختر عاشق
رقص گلها
مدیون خدا
بچه شهید
گفتگو با خدا
شکوفه عصمت
نور ثامن
نسیبه عابدی
یا فاطمه الزهرا
انجمن شعر
شاعر کنار دفترش
پردیس
تا لب چشمه خورشید
به سوی خدا برویم
سادات خانم
ای داد ازین غوغای دل
نخستین عشق
که در طریقت ما کافری ...
شاخه طوبی
نوازش مولا علی ...
چراغ راه آینده - آقای سپهروند
قالب هاي حرفه اي براي شما
آموزش هر آنچه شما بخواهيد



All Rights Reserved 2008 © by omolaemeh.blogfa.com
This Themplate Designed By amir kermanshahi