تبليغاتX
هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک .

منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

محفل فاطمیون اراک


موضوعات

آموزش مداحی
رحمت خداوندی
شعر و شعور
خوب است بدانیم
نامه یار
جلوه جمال
مناسبتها
نکته هاو گفته ها
فاطمیه
اشعار میلاد انوار الهی
امام زمان عج
مشتی خاک
ماه رجب
ماه شعبان
ماه رمضان
ماه شوال
ذی القعده
ذی الحجه
محرم
صفر
شهدا
امام خمینی رحمه الله
عکس
شیعه شناسی
ربیع الاول
ربیع الثانی
عشق و عاشقی
عارفانه
اجتماعی
سیاسی
فرهنگی و هنری
توابین


آرشيو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


زمان حال

آمار وبلاگ

» تمنای وصال .......................... کفی خاک «

تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه

رفتم به در صومعه عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه

روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه گه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه

هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه

عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آئین تو جوید
تا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید
هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه

بیچاره بهایی که دلش زار غم توست
هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر "خیالی" به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه
"شیخ بهایی"

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در سی و یکم مرداد 1387

لينك ثابت


» هدایت در یک لحظه ......................... کفی خاک «

 زندگینامه  و شرح احوالات حاج رسول دادخواه خیابانی تبریزی .  جهان هستی در طول عمر خود حوادث و اتفاقات  عجیب و قابل تاملی داشته که هر کدام برای اهلش جالب و به یاد ماندنی است . داستان و  زندگینامه رسول ترک هم برای اهلش خیلی شنیدنی و قابل استفاده است . عجیب و ماندگار .                                                                                                  

ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و هشتم مرداد 1387

لينك ثابت


» میلاد امید و عشق و عدالت مبارک باد ..................... «

فقط از حضور تو..... شرمنده ام ..... آقا جان خوش آمدید ...

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و ششم مرداد 1387

لينك ثابت


» مراسم احیا و شب زنده داری ............ روابط عمومی محفل فاطمیون اراک «

در سحر میلاد امام زمان عجل الله با زمزمه دعای کمیل دور گهواره  یار به شادی و سرورمعنوی می نشینیم  ودل به تبسم شیرین نرجس خانم  و امام حسن عسگری می سپاریم ............... مراسم احیا و شب زنده داری با زمزمه دعای کمیل  و موعظه و مناجات با حضور ارزشمند و نورانی  ذاکر بسیجی و رزمنده  استاد  حاج علیرضا مرادی . .................زمان : سحر نیمه شعبان  ساعت ۱ بامداد ...............مکان : اراک . مسجد آقا ضیا الدین........ پایگاه بسیج  شهید فهمیده مسجد.........بیت الزهرا اراک.......... محفل فاطمیون اراک ..........هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک . 

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و ششم مرداد 1387

لينك ثابت


» من بنده فراری توام ................................. کفی خاک «

بسم رب العشق..... ومن فراری شدم ..... از چه کسی ؟ به کجا ؟ از مهربانترین مهربانان .... و به جای لا مکان ...  از خدائی فرار کردم که جز او کسی را نداشته و ندارم . همه سلولهای وجودم را محبت او پر کرده است  از خدائی و رحمتش .... من از روی جهل فرار کردم و او  نیز از من روی بر گرداند  من را در رتبه حیوانی قرار داد  . خور . خواب و ....  آنچه به همه حیوانات و نباتات  داد برای ادامه بقا ....  مرا هم همان داد  ... خوردم وخوابیدم و .... حس عجیب شکستگی و خردی را در همه وجودم به تماشا نشستم .... من و حیوانیت  . منی که بنا بود جانشین او در خاک باشم ... به هر جایی هم که رفتم  آثار او را دیدم ...  به هر جا پا نهادم آنجا را در مالکیت  او دیدم ...هر چه را طلب کردم  اول و آخر . ظاهر و باطن  فقط او بود ..... نا امید از همه جا و همه کس ..... دو باره به  آغوش گرم او برگشتم  ... با خوف از این که رد شوم .... و رجا  .... امید به رحمت مهربانانه او ......  در اولین  برخورد چنان گرم مرا پذیرفت که جای هیچگونه شرمنده گی برایم نگذاشت ....  انگار چشم به راه من نشسته بودتابرگردم  ..... خیال باطلم این بود برای هر جرمم مرا مواخذه کند  .... اما انگار از به زبان آوردن جرم من نیز حیا می کرد  من جرم کردم و او حیا می کند .... باید چه می کردم  ؟ از این همه بی حیائی خود ....  و از رحمت او .... تصورم این بود به بعضی جرمهایم مرا گوشزد کند ..... این چه وضع بندگی است .... ناگاه نوایی لطیف مرا به خود آورد ....  ان الله یحب التوابین ..... یعنی چی ؟  او هم مرا پذیرفته و هم .... نه باورش سخته ... هم مرا خوانده ... وهم می گوید دوستم دارد .... از خجالت سر به زیر انداختم ..... ندائی آمد ... ارفع راسک ... سرت را بلند کن ...  این جا . جای سر بلندی است .... و اینک من فراری نیستم ....  بی اختیار اشک از دو چشم آلود ه ام  جاری می شود .... از قدیمیا شنیده بودم که تو با زمین خورده ها می سازی ..... دلیل رحمت تو همین بس که آلوده ای مثل مرا راه دادی  ....  ای کریم بنده نواز ... حالا که مرا خواندی  آرزوی دیگر مرا بر آورده ساز .... مرا از شهیدان رکاب او قرار بده و مرا از شرم حضورش رها کن ..... این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور  ........... پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم  ........ سالها منتظر سیصد و اندی مرد است ........... آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم.... اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید  ............. به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم.      مطلب فوق امروز در کنار حرم کریمه اهل البیت حضرت معصومه سلام الله علیها  به قلم آمد تقدیم به مدیران محافل ... حس غریب آسمانی.بابای شهیدم. ساغر دلتنگ . بچه های آسمانی . رز سیاه . پرچین راز . تا شقایق هست . دختران آسمانی . خاکیان ناسپاس . از خانه به در . امید که قبول افتد . یا علی . تا بعد .

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و پنجم مرداد 1387

لينك ثابت



مطالب پيشين


منوي كاربري

Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير :

---- بسم رب العشق ...
---- حرفی جز تصو یر بالا نمونده .


لينك دوستان

رفع مشكلات وبلاگنويسان
سايت آموزش ايرانيان
دفتر مقام معظم رهبری
قاصدک شب
غرفه ناز
پرچین راز
لوح دل
پرواز به سوی پروردگارم
حکایت مستان کربلا
فرهنگ و اندیشه
بانوی بی نشان
دلتنگی های آدمی را ...
یار دلنواز
عرش عشق
حاج محمود قاسمی
شکایت نی
طراوت باران
آینه ها دچار
بگو عاشقی تا سلامت کنم
عطش
مولای رحمت
نرگسی
قرارمون ساعت عشق
شهدا
کنیز حضرت زهرا
دوستی
شمس آفاق
آلاچیق
تنفس صبح
منتظران ظهور
بچه های آسمانی
بهترین من
دختر باییز
رز سیاه
آواز بر جبرائیل
بابای شهیدم
فداغ نور ایمان
ثانیه های انتظار
خاطرات فراموش شده
چهل منزل تا اربعین
دل نوشته ها
محبان مهدی
خورشید دلها
مسند خورشید
ظهور نور
راویان دفاع مقدس
سحر خیز مدینه
دل نوشته های مادر
هستی
بوی بارون
بیداریه
منتظران
دختر عاشق
رقص گلها
مدیون خدا
بچه شهید
گفتگو با خدا
شکوفه عصمت
نور ثامن
نسیبه عابدی
یا فاطمه الزهرا
انجمن شعر
شاعر کنار دفترش
پردیس
تا لب چشمه خورشید
به سوی خدا برویم
سادات خانم
ای داد ازین غوغای دل
نخستین عشق
که در طریقت ما کافری ...
شاخه طوبی
نوازش مولا علی ...
قالب هاي حرفه اي براي شما
آموزش هر آنچه شما بخواهيد



All Rights Reserved 2008 © by omolaemeh.blogfa.com
This Themplate Designed By amir kermanshahi