تبليغاتX
هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک .

منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

محفل فاطمیون اراک


موضوعات

آموزش مداحی
رحمت خداوندی
شعر و شعور
خوب است بدانیم
نامه یار
جلوه جمال
مناسبتها
نکته هاو گفته ها
فاطمیه
اشعار میلاد انوار الهی
امام زمان عج
مشتی خاک
ماه رجب
ماه شعبان
ماه رمضان
ماه شوال
ذی القعده
ذی الحجه
محرم
صفر
شهدا
امام خمینی رحمه الله
عکس
شیعه شناسی
ربیع الاول
ربیع الثانی
عشق و عاشقی
عارفانه
اجتماعی
سیاسی
فرهنگی و هنری
توابین


آرشيو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


زمان حال

آمار وبلاگ

» مواظب ما باشید ....................... بیدل اراکی «

 

 

دل ما نازکه ...

 

 

 ما چون ز دری پای کشیدیم،کشیدیم   

 

                                    امید ز هر کس که بریدیم،بریدیم

 


دل نیست کبوتر که چو برخواست،نشیند    

 

                                      از گوشه ی بامی که پریدیم،پریدیم

 


رَم دادن این صید از آغاز غلط بود   

 

                                         حالا که رماندی و رَمیدیم،رمیدیم

 

 

به قول حاجی نمیدونم چی می خواهم بگم . تا حاجی نیست بذار من حرفم

 

 را بزنم

 

 

داستان قبلی را حتما بخوانید . چون نمیدونم حاوی چی

 

 

 بود که حاجی گفت من رو داغون کرده و فعلا هم ما

 

 

 رو تنها گذاشته و نمیدونم داره چی میشه .

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و هشتم مهر 1387

لينك ثابت


» همه ی من فرو ریخت .................................. کفی خاک «

 

                                                                               باتقدیر از عروسک خدا

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 ----------------------------------------------------------------------------------------------------

 

برای  حسرت همیشگی ام ...................

 

 ---------------------------------------------------------------------------------------------------

 

نمیدانم چه می خواهم بگویم.. فقط دوباره شبی سخت

 

 

را گذراندم مثل خیبر. .مثل حمل جنازه رضا بردوشم.. 

 

 

 -----------------------------------------------------------------

 

سلام دوست آسمونی من

 

 میدونم این داستان کمی طولانیه اما لطفا وقت بزار و بخونش  

 

 -----------------------------------------------------------------

 

ناامني! ناامني! ناامني!

 

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------

 


هرجا که پا ميگذاري اول به چشمهايت خيره مي شوندو بعد قد و بالايت

 

را برانداز مي کنند و سپس آشکارا فکر ميکنند که چگونه مي توانند دست

 

 به سوي هستي ات دراز کنند .انگار نه آدم ، لقمه اي هستي که در زمين

 

راه مي روي ، انگار وسيله اي هستي که بي چون وچرا بايد لذت ديگران

  

 را تامين کني .

 


عکس جواد را گذاشتم يک طرف و قرص ها را طرف ديگر .

 


گفتم : « جواد اين طوري نمي شود ، تا به حال هم اگر مي شده ، ديگر

 

 نمي شود . به ستوه آمده ام از اين همه فشار ! از اين زندگي غمبار ! از

 

 اين مردم نابهنجار ! به ستوه آمده ام از اين ديده هاي دريده ! از اين

 

 دلهاي دريده تر و از اين دهنهاي بي باک !تو اگر واقعا شهيدي ،

 

 نميتواني شانه از زير بار مسئوليت زن و بچه ات خالي کني .

 

 رفته اي آن طرف و داري صفايت را مي کني و مرا با دو بچه

 

گذاشته اي به امان خدا  کي عدالت خدا چنين حکمي کرده است ؟

 
کفر است ، باشد . خدا خودش ميدونه که من جز او هيچ کس رو ندارم و

 

 به هيچ قيمتي هم حاضر به از دست دادنش نيستم . ولي از

 

مخلوفات خدا تا بخواهي گله مندم ، متنفرم . منزجرم .

 

 

 

 
ديشب به خدا گفتم ، تو که ميخواستي اين مردم را نشانم بدهي ، کاش

 

جواد و همسفرانش را نشانم نمیدادی ..... 

 

ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و هشتم مهر 1387

لينك ثابت


» او از نگاه یاران ............................. کفی خاک «

 

 

بدون هیچ توضیح .......

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

امام خمینی : ببینید تحت مراقبت هستید . نامه ی اعمال شما  و ما می

 

 رود پیش امام زمان ( عج )هفته ای دو دفعه . نکند خدای نخواسته از

 

 من و شما و سایر دوستان  امام زمان ( ع )یک وقت چیزی صادر شود

 

     که موجب افسردگی ایشان شود .. 

 

 

آیت الله انصاری همدانی : زمانی که ظهور و غیبت برایت فرق نکرد

 

  یعنی آقا را حاضر دانستی میتوان به محضرش رسید ...

 

علامه طباطبائی : شما خوب باشید امام زمان (عج ) خودشان به

 

سراغتان می آید ...

 

آیه الله کشمیری : هر روز یک ساعت خلوت کنید و فقط به او توجه

 

کنید  و ایشان را بخوانید خود به خود رفاقت حاصل می شود ...

 

 

شیخ جعفر مجتهدی :  از امام رضا ( ع) نفل کرده اند برای اینکه هیچ

 

  وقت درمانده نشوید هر روز دو رکعت  نماز توسل به حضرت ولی

 

 عصر ( عج ) بخوانید ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و ششم مهر 1387

لينك ثابت


» سهم چشات ........................... عبدالجبار کاکائی «

 

 

باز که تو خیس گریه ای سهم چشاتُ کم داری

 

ابری و تا آخرشم گریه کنی کم میاری

 

 

کی حرفاتُ گوش می کنه  وقتی همه رهگذرن

 

کی عاشقه وقتی همه از دل تو بی خبرن

 

 

دلت که بارونی بشه کنار گلدون می شینی

 

ابرا که دلتنگی کنن عکسشُ از دور می بینی

 

 

بهم بگو ازین همه دربدری سهم توکو

 

غیر یه حس نیمه جون تو قاب عکس روبرو

 

 

سهم چشات یه خاطره س تو غربت چار دیواری

 

گریه حریفت نمی شه وقتی به یادش میاری

 

 

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و ششم مهر 1387

لينك ثابت


» جای خالی خدا ............علیرضا مرادی «

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

بدون مقدمه : دوستی برای من پیغام گذاشته و در آن سوال کرده که : ...... مطمئنی خدا از اعمال شما در فضای مجازی و در کار راضی است ...... ؟

گرچه اینگونه پیامها در فضای مجازی از اعتبار و هویتی برخوردار نیستند و توسط انسانهای متفاوتی گذاشته می شوند و معمولا هم برای تخریب و تهدید و و رساندن پیامی غیر منطقی و... گذاشته می شوند ولی گاهی بعضی از همین  دست پیامها برای انسان جالب و قابل تامل است .

من بواسطه نوع تعاملی که با تعداد کثیری از انسانها هم در فضای حقیقی و واقعی و هم در فضای مجازی دارم از این پیامها زیاد دریافت می کنم که به خاطر حرمت قلم ( از جانب خودم )و ارزش گذاری به وقت حداقل آنها را خوانده و تامل می کنم .

همین گفته این شخص  (که هر کجاست از خداوند برایش طلب رشد و تعالی و موفقیت میکنم  )باعث شد تا آنچه فعلا باید بگویم را به نوشتار در آورم تا هم برای خودم هم برای دیگران شاید نفعی داشته باشد .

اگر خدا را ناظر اعمالمان میدانستیم که :

کار به اینجا نمی کشید : تا این همه دست به سوی خدا برای طلب باران که وظیفه ذاتی آسمان است بالا رود و خالی برگردد...

کار به اینجا نمی کشید : تا برای حفظ خود بعنوان مسلمان از کفار بدتر عمل کنیم و این همه شیطان در اعمال ما شریک نبود .

کار به اینجا نمی کشید:  که بعضی ها در صف اول نماز بایستند و ربا را مانند عسل نوش جان کنند .

کار به اینجا نمی کشید : تا با زشتکاران و منافقان هم دست شویم و دلسوزان و درستکاران را آزار و اذیت دهیم واین را جز واجبات خود بدانیم که اگر نماز اول وقتمان فوت شود باکی نداشته باشیم و لی ثانیه ای از تخریب دیگران دست بر نداریم حتی در هنگام شنیدن صدای حی علی خیر العمل ...

کار به اینجا نمی کشید : تا  اسماء مقدس  رزمنده و جانباز و شهید و ... را برای مطامع دنیوی به بازی بگیریم ..

کار به اینجا نمی کشید:  که یک جوان برای رفع نیازهای اولیه برای تشکیل زندگی از همان اول با ربا و نزول روبرو شود و نطفه نجاست در زندگیش بسته شود .

کار به اینجا نمی کشد : که اهل قلم برای رسیدن به خواسته های نا مشروع خود قلم را که ذات اقدس الهی به تقدس در قرآن از آن نام برده رادر بدترین ماموریته بکار برند و با آن به تخریب بندگان خوب خدا بپردازنند و بدتر اینکه  با همین فلم از ضد ارزشها و آنهایی که عامل به آن هستند دفاع کنند و به انسانهای ارزشی و اندیشمند و ارزشهای متعالی بتازند .

 

 

واقعا جای خدا در زمین  خالی است .....

 

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و پنجم مهر 1387

لينك ثابت



مطالب پيشين


منوي كاربري

Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير :

---- بسم رب العشق ...
---- حرفی جز تصو یر بالا نمونده .


لينك دوستان

رفع مشكلات وبلاگنويسان
سايت آموزش ايرانيان
دفتر مقام معظم رهبری
قاصدک شب
غرفه ناز
پرچین راز
لوح دل
پرواز به سوی پروردگارم
حکایت مستان کربلا
فرهنگ و اندیشه
بانوی بی نشان
دلتنگی های آدمی را ...
یار دلنواز
عرش عشق
حاج محمود قاسمی
شکایت نی
طراوت باران
آینه ها دچار
بگو عاشقی تا سلامت کنم
عطش
مولای رحمت
نرگسی
قرارمون ساعت عشق
شهدا
کنیز حضرت زهرا
دوستی
شمس آفاق
آلاچیق
تنفس صبح
منتظران ظهور
بچه های آسمانی
بهترین من
دختر باییز
رز سیاه
آواز بر جبرائیل
بابای شهیدم
فداغ نور ایمان
ثانیه های انتظار
خاطرات فراموش شده
چهل منزل تا اربعین
دل نوشته ها
محبان مهدی
خورشید دلها
مسند خورشید
ظهور نور
راویان دفاع مقدس
سحر خیز مدینه
دل نوشته های مادر
هستی
بوی بارون
بیداریه
منتظران
دختر عاشق
رقص گلها
مدیون خدا
بچه شهید
گفتگو با خدا
شکوفه عصمت
نور ثامن
نسیبه عابدی
یا فاطمه الزهرا
انجمن شعر
شاعر کنار دفترش
پردیس
تا لب چشمه خورشید
به سوی خدا برویم
سادات خانم
ای داد ازین غوغای دل
نخستین عشق
که در طریقت ما کافری ...
شاخه طوبی
نوازش مولا علی ...
قالب هاي حرفه اي براي شما
آموزش هر آنچه شما بخواهيد



All Rights Reserved 2008 © by omolaemeh.blogfa.com
This Themplate Designed By amir kermanshahi