گناه و آثار گناهان
دوباره شب جمعه شب ناله های الهی العفو ...
دوباره شب جمعه شب العجل العجل......
نه من نگویم چیزی بهتر است ....
ترسم آزرده شوی ورنه سخن بسیار است ...
------------------------------------
امام على (علیه السلام) در گفتارى فرمود: گناهان بر سه گونه اند:
گناه بخشودنى و گناه نابخشودنى و گناهى كه براى صاحبش ، هم
امید بخشش داریم و هم ترس از كیفر.
سپس فرمود: اما گناهى كه بخشیده است ، گناه بنده اى است كه
خداوند او را در دنیا كیفر مى كند و در آخرت كیفر ندارد.
در این صورت خداوند حكیم تر و بزرگوارتر از آن است كه بنده اش
را دو بار كیفر كند.
اما گناهى كه نابخشودنى است ، حق الناس است یعنى ظلم بندگان
نسبت به همدیگر كه بدون رضایت مظلوم بخشیده نمى شود.
و اما نوع سوم ، گناهى است كه خداوند آن را بر بنده اش پوشانده ،
توبه را نصیب او نموده است ، و در نتیجه آن بنده هم از گناهش
هراسان است و هم امید به آمرزش پروردگارش دارد،
ما نیز درباره چنین بنده اى ، هم امیدواریم و هم ترسان .
------------------------------------------------------------------------
ببینید ما این جوری هستیم یا اونجوری که خدا می خواد ..
بندﻩی من! نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است. - خدايا! خستـﻪام، نمـﻰتوانم نيمه شب يازده رکعت بخوانم! - بندﻩی من! دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر را بخوان. - خدايا! خستـﻪام، برام مشکله نيمه شب بيدار شوم! - بندﻩی من! قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان. - خدايا! سه رکعت زياد است! - بندﻩی من! فقط يک رکعت نماز وتر را بخوان. - خدايا! امروز خيلی خستـﻪ شدﻩام، آيا راهی ديگر ندارد؟ - بندﻩی من! قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله. - خدايا! من در رخـﺖخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم مـﻰپرد! - بندﻩی من! همان جا که دراز کشيدﻩای تيمم کن و بگو يا الله. - خدايا! هوا سرد است و نمـﻰتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم! - بندﻩی من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب مـﻰکنيم. بنده اعتنايی نمـﻰکند و مـﻰخوابد !!!. - ملائکـﻪی من! ببينيد من ايـﻦقدر ساده گرفتـﻪام، اما بندﻩی من جيفة بالليل است، و خوابيده است. چيزی به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ شده است، امشب با من حرف نزده است. - خداوندا! دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد. - ملائکـﻪی من! در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست. - پروردگارا! باز هم بيدار نمـﻰشود! اذان صبح را مـﻰگويند، هنگام طلوع آفتاب است. - ای بنده! بيدار شو، نماز صبحت قضا مـﻰشود.
خورشيد از مشرق سر برمـﻰآورد. خداوند رويش را برمـﻰگرداند.
ملائکـﻪی من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهرکنم؟
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
زين روزگار، خون جگرم، سخت خون جگر
من شِكوه دارم از همه، وز خويش، بيشتر
يك شب درآ به خانهام اي مرگِ مهربان
يك شب مرا به خلوتِ جادوييات بِبَر ....
بفیه شعر هم زیباست ببینید ...
نظر مبارک ....
ادامه ی مطلب ... نوشته شده توسط هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک در سی ام آبان 1387
لينك ثابت 
|