بسم الله النور ...
... از فرط دلتنگی در شب میلادش نمیدانم چه کنم ...
برای دنیا دلتنگ نیستم ... نه به خدا ... باور کنید ...
اصلا نمی ارزد که برایش دلتنگ بود ... اصلا چرا باید در شب میلادش چنین بود ...؟
هر سال در این ایام اینطورم ...
یکی دیروز میگفت ... شهر ما آلوده گناه نیست ...یا کمتر به گناه آلوده است ...
فقط در ایام میلاد امام زمان علیه السلام ما مشکل داریم ...!!!!؟؟؟
( آقا جان ترا خدا من رو ببخش . چون میدانم جسارت نیست میگویم ) ...
او میگفت در این ایام بعضی ها به خود جرات میدهند که به اسم آقا گناه کنند ...
من دنبال مقصر و مجرم نیستم که چرا ؟
من بیم این را دارم نکند در اثر بد رفتاری ما به عنوان محبان ایشان ...
بعضی می خواهند به ما دهن کجی کنند ...
به ایشان جسارت می کنند ... آخه ایشان نسبت به گناه شیعیانشان حساسند ...
نه . اصلا نمی خواهم حرفی بزنم ...
فقط خطاب به جان جانان عرض کنم :
بر من لباس نوکریم را کفن کنید ... نوکر بهشت هم برود باز نوکر است ...

شعر زیر از دوست بسیار عزیزم شاعر اهل بیت آقا مهدی رحیمی است ...
امروز برای مجلس جشن امشب سروده اند ...
در اختیار من قرار داده اند به شما تقدیم می کنم ...
نمی طنز هم دارد ملس ...که مناسب شب میلاد است ...
به روی پیکر من گردنی است ناقابل به راحتی زتن خویش میشود غافل
بزن به تیغ که دریا نمیشود دریا اگر رها نکند دست موج را ساحل
چه جمعه ها که گذشت قرار آمدنت دم غروب خودش خود به خود شده کنسل
دوباره طاقت شعبان رسیده تا نیمه که باز طاق کند طاقت مرا کامل
کشیده پای مرا انتظاز تا مریخ کشانده دست مرا جستجوت در گوگل
بگو زبان جهانی انتظارت چیست که دست جمع بگیریم مدرک تافل
دو صفر سیصد و دستت به سیزده نرسید ظهور توست که برخورد کرده با مشکل
شماره های تماست همیشه مشغول است درست مثل خطوط جدید ایرانسل ...

باز اين دل ديوانه ام خواهد كه بد مستي كند
خواهد كه بدمستي كند وز سينه ام جستي كند
بيرون در آيد از قفس فرياد بالستي كند
پس باخبر از مقدم جانان اين هستي كند
گويد سخن از دلبري كو ميبرد با دلبري
از دلبران دل ربا دل را به صد افسون گري
امشب نميدانم چرا دل بيقراري ميكند
امشب دلم دوري مدام از هوشياري ميكند
دائم كنار خم مي پيمانه داري ميكند
گويا نظر بر عارض سيمين عزاري ميكند
كو اينچنين مستانه بر لب ميكشد پيمانه را
سر ميكشد پيمانه را مات است او جانانه را
تنها نه اين دل سر خوش از ميلاد جانان آمده
شوري غريب از يمن او در ملك امكان آمده
هر عندليب از عشق او مست و غزل خوان آمده
هر غنچه اي از شوق او مسرور و خندان آمده
خوانند ذرات جهان با صد شرف اين نغمه را
شد عيد ميلاد گل زهرا و ختم الاوصيا
فردا زمين پر غلغله از هور و قلمان مي شود
چون وجه رب العالمين فردا نمايان مي شود
فرياد يا مهدي به پا تا عرش رحمان ميشود
بر عرش دلها يوسفي فردا سليمان ميشود
فردا معطر عالمين از بوي نرگس مي شود
چون پايتخت كبريا دامان نرجس ميشود...

نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست
دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی
هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست
نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع
که شهر ما نه مُحیای گامهای تو نیست
نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما
هزارنامه ی کوفی یکی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند
قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه
کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست
نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش
که جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیست
نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا
کسی برای شهادت به کربلای تو نیست
نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست
ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا
برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست
نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها
به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست
نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق
دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس که حرف من . . . « میعاد »
فقط بیان ِ سرابی ست که انتظار تو نیست "مهدی قاسمی (میعاد)"
اگه برای دلتون مفید بود فقط یک دعا کنید ...
مبارک همه باشد منتهی بی گناه !!!
نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در چهاردهم مرداد 1388
لينك ثابت 
|