بسم الله الرحمن الرحیم ...
یا دائم الفضل علی البریه ... یا باسط الیدین بالعطیه ... یا صاحب المواهب السنیه ...
صل علی محمد و آله خیر الوری سجیه ... فاغفرلنا یا ذالعلی فی هذه العشیه ...
ای خدایی که بخشش تو همیشه بر مردم دائمی است ... ای مالک نعمتهای مدام ...
ای که دستت همیشه برای بخشش باز است ... بر حبیبت محمد و آل او علیه السلام درود فرست ...
پس مرا در این شب ای صاحب علو ببخش ... آمین ...
بدون شرح ... عاشقانه ...
ای کاش جان بخواهد معشوق جانی ما تا مدعی بمیرد از جان فشانی ما
گر در میان نباشد پای وصال جانان مردن چه فرق دارد با زندگانی ما
ترک حیات گفتیم کام از لبش گرفتیم الحق که جای رشک است بر کامرانی ما
سودای او گزیدیم جنس غمش خریدیم یا رب زیان مبادا در بی زیانی ما
در عالم محبت الفت بهم گرفته نامهربانی او با مهربانی ما
در عین بیزبانی با او به گفتگوییم کیفیت غریبی است در بی زبانی ما
صد ره ز ناتوانی در پایش اوفتادیم تا چشم رحمت افکند بر ناتوانی ما
تا بینشان نگشتیم از وی نشان نجستیم غافل خبر ندارد از بینشانی ما
اول نظر دریدیم پیراهن صبوری آخر شد آشکارا راز نهانی ما
تا وصف صورتش را در نامه ثبت کردیم مانند اهل دانش پیش معانی ما
تدبیرها نمودیم در عاشقی فروغی کاری نیامد آخر از کاردانی ما ...
فروغی بسطامی...


اگر بر وجود سر سبزتان ابر رحمت الهی بارید ...
کویر جانهای ملتمس دعا را فراموش نکنید ...
نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و یکم آبان 1388
لينك ثابت 
|