... ان الله یحب الصابرین ...
... زرگرها وقتی بخواهند بدانند سکه ای اصل است یا خیر ...
یکی از راهها و شاید ساده ترین راه این است که آن را به زمین میزنند ...
آنگاه از جنس صدای او متوجه اصلی بودن یا بدلی بودن آن میشوند ...
به تعبیری خدا هم زرگر عالم است وقتی بخواهد بفهماند جنس کسی اصلی است یا خیر ...؟
او را چند صباحی و به ظاهر زمین میزند و مشقاتی برایش فراهم می آورد ...
... و آنگاه از جنس حرفها و برخوردهایشو رفتارش مشخص می کند او چگونه آدمی است ...
در زندگی همه انبیاء و اولیاء هم اینچنین بود ...
دندان پیامبر را شکستند اما او به جای غضب و نفرین و ایجاد نفرت در وجودش ...
برای قوم نادان و جهول و ظلوم دست به دعا برداشت ... و فرمود :
... اهد قومی انهم لا یعلمون ... خدایا اینان را هدایت کن ... اینها نمیدانند ...
جواب بدی با خوبی ... زشتی با زیبائی ... بی حیائی با نیکی ...
حال اگر اسوه ما پیامبر صلی الله است ... که هست ... ما چرا اینگونه ایم ؟؟؟
در روز ولادت یکی از پیروان واقعی پیامبر صلی الله و علیه و اله ...
حضرت امام بلا و صبر ... امام رضا و تسلیم ...
امام زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام از خدای بزرگ حیات و مماتی ...
چون ایشان طلب می کنیم که خیر دنیا و سعادت آخرت را دارد ... انشاء الله
... رستگار باشیم ...

امام سجاد هم ضامن آهو بود...
امام باقر علیه السلام فرمود: من و گروهى از مردم در حضور پدرم
امام سجاد علیه السلام نشسته بودیم كه ناگهان آهویى از صحرا آمد
و در چند قدمى پدرم ایستاد و ناله كرد.
حاضران به پدرم گفتند: چه مىگوید؟
پدرم فرمود: مىگوید: بچهام را فلانى صید كرده،
از روز گذشته تا حال شیرنخورده، خواهش مىكنم آن را از او گرفته نزد من بیاور
تا به او شیر بدهم.
امام سجاد علیه السلام شخصى را نزد صیاد فرستاد
و به او پیام داد آن بچه آهو را بیاور. وقتى آورد، آهوى مادر تا بچهاش را دید،
چند بار دستهایش را به زمین كوبید و آه جانكاه و غمانگیزى كشید و بچهاش را شیر داد.
سپس امام سجاد علیه السلام از صیاد خواهش كرد كه بچه آهو را آزاد كند،
صیاد قبول كرد. امام بچه آهو را از او گرفت و به مادرش بخشید،
آهو با همهمه خود سخنى گفت و همراه بچهاش به سوى صحرا روان شد.
حاضران به امام سجاد علیه السلام گفتند: آهو چه گفت؟ امام فرمود:
«براى شما در پیشگاه خدا دعا كرد و پاداش نیك طلبید».

نهایت احسان با حیوانات
امام سجاد علیه السلام در بستر شهادت به فرزندش امام باقر علیه السلام فرمود:
«پسرم! من بیست مرتبه با شترم از مدینه به زیارت خانه خدا رفتهام
و در تمام عمر، حتى یك تازیانه به او نزدهام!» و در مورد علت این كار فرمود:
«قصاص در روز قیامتبه قدرى دامنگیر مجرمان مىشود كه من از ترس
آن حتى به شترم تازیانه نزدهام.»
هنگامى كه حضرت از دنیا رفت و به خاك سپرده شد،
آن شتر گردنش را روى قبر امام علیه السلام نهاد و نالههاى سوزناك سرداد.
امام باقر علیه السلام تا دو مرتبه آن شتر را برگرداند اما طولى نكشید كه بازگشت
و در خاك غلطید و از دیدگان اشك ریخت و تا سه روز در آن حالتباقى ماند.
امام باقر علیه السلام وقتى این حالت عجیب آن حیوان را ملاحظه نمود،
فرمود: شتر را رها كنید كه در حال وداع است.
مدتى نگذشت كه آن شتر در كنار قبر مطهر امام سجاد علیه السلام جان سپرد.»...

سرودهاي ولادت حضرت زين العابدين (ع)
اومده آقای همه ، آزاده ها
شده یا زین العابدین ، تسبیح سجاده ها
زائر هر شب چشاشه مهتاب
شد آرامش جون و دل ارباب
تا ، فرشته های آسمون ، میان برا زیارتش باز، انگشت به دهن می گیرند، از اون همه عبادتش
بهار چارمینه ، مهرش به دل می شینه
سید ساجدینه
-----------------------------
یادگار عزیز ارباب باوفا
آقایی که شد وارثِ ، قیام کرب و بلا
برق نگاه علی تو چشماشه
مثه ابو فاضل قد و بالاشـه
شد، بلای جون دشمنا ، با خطبه های حیدریش شد، منبرای کوفه و شام، عرصه های دلاوریش
طراوت دعائه ، صحیفة خدائه
وارث کربلائه ...

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در پنجم مرداد 1388
لينك ثابت 
|