تبليغاتX
هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک .

منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

محفل فاطمیون اراک


موضوعات

آموزش مداحی
رحمت خداوندی
شعر و شعور
خوب است بدانیم
نامه یار
جلوه جمال
مناسبتها
نکته هاو گفته ها
فاطمیه
اشعار میلاد انوار الهی
امام زمان عج
مشتی خاک
ماه رجب
ماه شعبان
ماه رمضان
ماه شوال
ذی القعده
ذی الحجه
محرم
صفر
شهدا
امام خمینی رحمه الله
عکس
شیعه شناسی
ربیع الاول
ربیع الثانی
عشق و عاشقی
عارفانه
اجتماعی
سیاسی
فرهنگی و هنری
توابین


آرشيو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


زمان حال

آمار وبلاگ

» غزل ولایت .................. ژولیده «

کیست تا بی پرده وجه خالق داور ببیند
در غدیر خم گل لبخند پیغمبر ببیند

از جهاز اشتران زیر پا منبر ببیند
  بر فراز دست ختم الانبیا حیدر ببیند

شافع محشر ببیند . ساقی کوثر ببیند
 هادی و رهبر ببیند سید و سرور ببیند

ای تمام مومنات و مومنین مولا مبارک
 این ولایت بر امیر المومنین بادا مبارک
عید ولایت بر شما مبارک . همیشه سر سبز و شاد باشید .

غزل ولايت


دل را محب آل پيمبر نوشته‏اند

دارنده ولايت حيدر نوشته‏اند

قرآن كتاب و عترت طاهاست دين ما

بر دل هم اين حديث پيمبر نوشته‏اند

روز ازل على چو گل شيعه مى‏سرشت

نام مرا به مصحف كوثر نوشته‏اند

هر سطر سطر خطبه نهج البلاغه را

بر قلب ما به خط مطهر نوشته‏اند

دل را به وجه روى حسن خيره كرده‏اند

زان رو جمال شيعه منور نوشته‏اند

جان را به زلف سرخ حسينى گره زدند

ما را به امر اوست كه نوكر نوشته‏اند

آن دل حسينى است كه در بند زينب است

دل را به او شكسته و مضطر نوشته‏اند

ما را صحيفه‏ايست كه سجاد با دعا

راه غم و مبارزه يكسر نوشته‏اند

امشب ز شوق تا به سحر نعره مى‏زنم

ما را فقير حيدر صفدر نوشته‏اند

تنها ره نجات بشر كشتى على است

ما را سوار مركب سرور نوشته‏اند

ما از مسير عشق على خسته كى شويم

دل را مسافر ره دلبر نوشته‏اند

ما را على ز كوچه يثرب عبور داد

ديديم يا على به روى در نوشته‏اند

اين جمله را كه اهل تو اى كوفه نيستيم

با خط خون به سينه مادر نوشته‏اند

ما را فدائيان ولايت رقم زدند

فرمانبر اوامر رهبر نوشته‏اند

اين ديده را به چشمه كوثر بشسته‏اند

زان رو هماره چشم مراتر نوشته‏اند

شكر خدا كه با يدِبيضاء فاطمى

او را شفيع عرصه محشر نوشته‏اند

ما را حواله عاقبت كار مهدى است

او را ولى و حجت آخر نوشته‏اند

مهدى بيا كه منتقم فاطمه تويى

اين انتقام با تو ميسر نوشته‏اند

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و ششم آذر 1387

لينك ثابت


» تولد امام هادی (ع) ............... بیدل اراکی «

میلاد نور بر اهل نور مبارک

صفای مدینه

 

امشب فزوده‏ اند صفاى مدينه را
نور خدا گرفته فضاى مدينه را
با جلوه‏ هاى اشرقت الارض قدسيان
بستند چلچراغ سماى مدينه را
روح الامين بياد بهار نزول وحى
گلبوسه مى ‏زند سرو پاى مدينه را
بيت النبى و گنبد خضرا و مسجدش
بخشيده لطف صحن و سراى مدينه را
در وادى قبا به تماشا نشانده‏ اند
آن نخلهاى سبز قباى مدينه را
آن گونه خرم است كه گويى گشوده ‏اند
بر هشت خلد پنجره‏ هاى مدينه را
عطر و گلاب لاله بدين گونه دلپذير
تغيير داده حال و هواى مدينه را
نور جمال حضرت هادى است كه اينچنين
روشن چو روز كرده فضاى مدينه را
ماهى دگر به محور خورشيد عشق تافت
تا روشنى دهد همه جاى مدينه را
آنسان كه بود هجرت والاى احمدى
تاريخ ساز شهر و بناى مدينه را
اين وارث رسول هم از راز هجرتش
تا سامرا رساند صفاى مدينه را
گلبانگ شادى است بگوش فرشتگان
فرياد مكه را و نداى مدينه را
كاين ماه جلوه‏اى ز جمال محمد است
ابن الرضاى دوم آل محمد است

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و چهارم آذر 1387

لينك ثابت


» عید اضحی مبارک «


بسم رب الشهدا و الصدیقین

عید دل بریدن از همه وابستگیها و قربان نمودن هر چه غیر خداست برای خدا ...

بر همه ی حاجیان به منزل رسیده مبارک .

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در هجدهم آذر 1387

لينك ثابت


» از روی دلتنگی .................... مرادی «

یا لطیف

به بهانه شب جمعه ... شب دلدادگی و مناجات با خدا و گفتن درد دلهایی که با کسی جز او نمیتوان گفت ...
به بهانه دلتنگی برای او که برای من دلتنگ نمیشود ...
و بی بهانه ...

-----------------------------------------
شهادت امام باقر علیه السلام برعاشقان تسلیت باد ...
-----------------------------------------

آنان كه عاشقند به دنبال دلبرند

 

هر جا که می روند تعلق نمی برند

 

 

 

از آنچه كه وبال ببينند خالي اند

 

عشاق روزگار سبكبال مي پرند

 

 

 

پرواز مي كنند به هر جا كه جلوه اي است

 

گاهي ملائكند و گاهي كبوترند

 

 

 

دل را به دست هركس و ناكس نمي دهند

 

دل داده قديمي آل پيمبرند

 

 

 

آنان كه عاشق علي و فاطمه شدند

 

مديون خانواده موسي بن جعفرند

 
 

 

 
 


ما عاشقيم شيعه زهرا و حيدريم

ما شیعیان کشور موسی بن جعفریم



در ساعات شب و روز جمعه با ادب تمام به محضر امام زمانم علیه السلام عرض می کنم که آقاجانم :


 

 

دمی که خاطره ات را مرور خواهم کرد

 

قسم به یاد تو حس غرور خواهم کرد

 

 

 

 

سوار جاده ی اندیشه ام نمی دانم

 

ز کوچه های خیالت عبور خواهم کرد ؟

 

 

 

 

بزرگی تو در آیینه ام نمی گنجد

 

ز یازده فلک آیینه جور خواهم کرد

 

 

 

 

تو حاضری و منم غایب از رسیدنها

 

دعا کنی تو برایم ظهور خواهم کرد

 

 

 

 

زکفشهای خودم دل نکنده با چه امید

 

نشسته ام که تماشای نور خواهم کرد ؟

و با پای دل به بقیع میروم ...

آنجائی که نه برای من و تو بلکه برای انسانیت محل عبرت است ...

از این نظر که مگر میشود کسی چراغ راهش را بشکند و در تاریکی محض قدم بزند ... ؟

آری میشود بعد شیطانی انسان تاب تحمل جلوه ی رحمانی او را ندارد ....

و اشک چشم و بغض گلو و درد دل امانم نمیدهد تا برایت از قبور خاکی حرف بزنم ...

فقط میتوانم بگویم شنیدن کی بود مانند دیدن ...

بیا بیا تو هم بیا اینجا همه را راه میدهند .... بیا تا باهم قدری قدردان چراغ راه دلمان باشیم ...

بیا با هم با زبان عاشقان حرف بزنیم و در همین جا روضه ای بخوانیم ....

يادگار آخرين

 

 

 

يا باقر از فرط غمت افسرده گشتيم

 

از غصه جانسوز تو پژمرده گشتيم

 

هر شيعه در دل حجله داغ تو بسته

 

سنگينى داغت دل ما را شكسته

 

سوز دلت از سينه ات بار سفر ساخت

 

در سينه ما رفت و ما را ديده‏تر ساخت

 

پنجم امام و هفتمين معصوم هستى

 

جانم فدايت پس چرا مسموم هستى

 

اى صبر مطلق، گشته‏اى بى تاب از چه؟

 

اى كشتى عدل خدا، گرداب از چه؟

 

جسم شريفت از چه كم كم آب گشته

 

بنگر كه صادق از غمت بى تاب گشته

 

تو يادگار آخرينِ كربلايى

 

تو داغدار و دل غمينِ كربلايى

 

تفسير دشت كربلا در سينه توست

 

دلها گرفتار غم ديرينه توست

 

با رفتنت ديگر تو آسوده ز دردى

 

داغ يتيمى را به صادق هديه كردى

 

تاريكى صحن تو بر غربت گواه است

 

شمعى ندارد قبر تو بى بارگاه است

 

اى كاش بر قبرت حرم سازيم امامم

 

بر گنبدش پرچم بيافرازيم امامم

 

آييم پابوس و تو را زوّار گرديم

 

ما بى كسان هم لايق ديدار گرديم

 

 



نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در چهاردهم آذر 1387

لينك ثابت


» حاجی .................... مرادی «

بدون مقدمه ... فقط برای دل خودم ... 

عرفات عشقبازان سر کوی یار باشد ...

همه رفتند و سرزمین وحی مملو از عاشقان رنگارنگ شد و من هم باز
 
 در راه ...همیشه همینطور بوده ...

راه را باید شناخت تا بتوان رهرو بود ...

... و من ...

روز و شب سوال قلبم این شده ... جاده ای که میره تا خدا کجاست ...
تا یه شب تو خواب جوابی شنیدم ...... اونجا بین الحرمین کربلاست ...
اگه دستم به ضریحت برسه ...شش گوشه ات را بوسه بارون میکنم ...
می شینم کنار قبر اکبرت .............خودم رو به گریه مهمون می کنم ...

-------------------------------------------------------------------------------------

عجیبه کارم کشید به التماس ...نزد تو ارباب به این با کرمی ...
یعنی هیچ جور یه کلاغ رو سیاه ... نمیشه بشه عزیز حرمی ...
موج دردم چرا گمنام بمیرم ... ... بیقرار لب یک جام بمیرم ...
همه میگند کام دل کرببلاست ... آقاجون نذار که ناکام بمیرم ..


------------------------------------------
به جای اینکه به تاریکی لعنت کنی چراغی روشن کن ....
------------------------------------------

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در سیزدهم آذر 1387

لينك ثابت



مطالب پيشين


منوي كاربري

Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير :

---- بسم رب العشق ...
---- حرفی جز تصو یر بالا نمونده .


لينك دوستان

رفع مشكلات وبلاگنويسان
سايت آموزش ايرانيان
دفتر مقام معظم رهبری
قاصدک شب
غرفه ناز
پرچین راز
لوح دل
پرواز به سوی پروردگارم
حکایت مستان کربلا
فرهنگ و اندیشه
بانوی بی نشان
دلتنگی های آدمی را ...
یار دلنواز
عرش عشق
حاج محمود قاسمی
شکایت نی
طراوت باران
آینه ها دچار
بگو عاشقی تا سلامت کنم
عطش
مولای رحمت
نرگسی
قرارمون ساعت عشق
شهدا
کنیز حضرت زهرا
دوستی
شمس آفاق
آلاچیق
تنفس صبح
منتظران ظهور
بچه های آسمانی
بهترین من
دختر باییز
رز سیاه
آواز بر جبرائیل
بابای شهیدم
فداغ نور ایمان
ثانیه های انتظار
خاطرات فراموش شده
چهل منزل تا اربعین
دل نوشته ها
محبان مهدی
خورشید دلها
مسند خورشید
ظهور نور
راویان دفاع مقدس
سحر خیز مدینه
دل نوشته های مادر
هستی
بوی بارون
بیداریه
منتظران
دختر عاشق
رقص گلها
مدیون خدا
بچه شهید
گفتگو با خدا
شکوفه عصمت
نور ثامن
نسیبه عابدی
یا فاطمه الزهرا
انجمن شعر
شاعر کنار دفترش
پردیس
تا لب چشمه خورشید
به سوی خدا برویم
سادات خانم
ای داد ازین غوغای دل
نخستین عشق
که در طریقت ما کافری ...
شاخه طوبی
نوازش مولا علی ...
چراغ راه آینده - آقای سپهروند
قالب هاي حرفه اي براي شما
آموزش هر آنچه شما بخواهيد



All Rights Reserved 2008 © by omolaemeh.blogfa.com
This Themplate Designed By amir kermanshahi