تبليغاتX
هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک .

منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

محفل فاطمیون اراک


موضوعات

آموزش مداحی
رحمت خداوندی
شعر و شعور
خوب است بدانیم
نامه یار
جلوه جمال
مناسبتها
نکته هاو گفته ها
فاطمیه
اشعار میلاد انوار الهی
امام زمان عج
مشتی خاک
ماه رجب
ماه شعبان
ماه رمضان
ماه شوال
ذی القعده
ذی الحجه
محرم
صفر
شهدا
امام خمینی رحمه الله
عکس
شیعه شناسی
ربیع الاول
ربیع الثانی
عشق و عاشقی
عارفانه
اجتماعی
سیاسی
فرهنگی و هنری
توابین


آرشيو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


زمان حال

آمار وبلاگ

» خمس عشر........................ فرهنگی محفل «

الهی و ربی و مولای ...

خدایا!

حکومت کشور جان با توست! به غیر وامگذار.

خدایا!

 باغبانی این باغ را به کس مسپار که اگر جز شیره مهر تو در آوندهای این باغ بدود برگها به پژمردگی خواهد نشست و اگر جز باران محبت تو بر این باغ ببارد پرچمهای باغ فرو خواهد افتاد و اگر جز نسیم لطف تو به این بوستان بوزد غنچه ها خواهند مرد.

 

خدایا!

سنگهای گناهان ما را از دهان چشمه های موهبت خویش کنار بزن و دلهای ما را سیراب زلال مهر خویش گردان.

معبودم!

در کرت قلبهای ما به جای هرزه گیاهان هوس نهال محبت خویش را بنشان.

خدایا!

آفت علاقه به دنیا بر گندمزار ایمان ما زده است، دریابمان!

آنچنانکه عابدان و صالحان و برگزیدگانت را دریافتی، آنچنانکه بندگان ناب و خالصانت را و آنچنانکه عاشقان و معشوقان خویش را.

با دستهای گرم محبت ای پذیراترین آغوش باز ماندگان!

ای رئوف ترین مهربانان و کریم ترین مهرورزان!...

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در سوم شهریور 1388

لينك ثابت


» دوباره جمعه و دل بیقراری «

  یا دائم الفضل علی البریه . یا باسط الیدین بالعطیه ...

ای خدائی که فضل و بخشش تو بر خلق دائمی است و ای خدائی که دست عطا ی تو همیشه باز ...

ای کریمی که بنده نوازیت بندگانت را در گناه  جری نموده است ...

در شب جمعه ای دیگر عذر تقصیر به درگاهت  می آورم  و با اشکی روان از وجود مقدست طلب عفو می کنم ....

حضرت عیسی بن مریم از راهی می گذشت به عبادتگاه عابدی رسید با عابد سر گرم گفتگو شد ...

جوانی که به کارهای زشت مشهور بودو آبروئی نداشت  از آن راه 

میگذشت  تا نگاهش به آن دو  افتاداز راه ماند و سست شد ... ایستاد و

گفت :خدایا  من از کردار زشت خویش شرمنده ام . اکنون  اگرعیسی بن

 مریم و آن مرد عابد مرا ببیند و سرزنش کنند چه کنم ؟

خدایا آبرویم  را مریز  و عذرم را قبول کن ..

مرد عابد تا چشمش به جوان آلوده افتاد دست به آسمان بلند کرد و گفت :

خدایا در قیامت مرا با این جوان آلوده محشور مکن .

و خدا به عیسی بن مریم ندا داد  : به آن مرد بگو دعایت را مستجاب

کردم و تو را با آن جوان محشور نخواهیم کرد .

او به دلیل توبه و دل شکسته و اشک ... اهل بهشت شد..

 و تو به خاطر غرور و تکبر اهل بهشت نیستی ...

خدایا دل  من را در این شب رحمت از شکسته ترین ها قرار بده ...

-------------------------------------------------------------------------------------------

اگر دل دیدن اشک معصومانه را داری  بیا خیلی قشنگ اشک می ریزند ...

ای کاش ما نیز اینگونه مانده بودیم ...

 

ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در هفتم آذر 1387

لينك ثابت


» گناه و آثار آن ......................... مرادی «

 

گناه و آثار گناهان

دوباره شب جمعه شب ناله های الهی العفو ...

دوباره شب جمعه شب العجل العجل......

نه من نگویم چیزی بهتر است ....

ترسم آزرده شوی ورنه سخن بسیار است ...

------------------------------------

 

امام على (علیه السلام) در گفتارى فرمود: گناهان بر سه گونه اند:

 گناه بخشودنى و گناه نابخشودنى و گناهى كه براى صاحبش ، هم

 امید بخشش داریم و هم ترس از كیفر.


سپس فرمود: اما گناهى كه بخشیده است ، گناه بنده اى است كه

خداوند او را در دنیا كیفر مى كند و در آخرت كیفر ندارد.

در این صورت خداوند حكیم تر و بزرگوارتر از آن است كه بنده اش

 را دو بار كیفر كند. 


اما گناهى كه نابخشودنى است ، حق الناس است یعنى ظلم بندگان

نسبت به همدیگر كه بدون رضایت مظلوم بخشیده نمى شود.

 و اما نوع سوم ، گناهى است كه خداوند آن را بر بنده اش پوشانده ،

 توبه را نصیب او نموده است ، و در نتیجه آن بنده هم از گناهش

 هراسان است و هم امید به آمرزش پروردگارش دارد،

 ما نیز درباره چنین بنده اى ، هم امیدواریم و هم ترسان .

------------------------------------------------------------------------

ببینید ما این جوری هستیم یا اونجوری که خدا می خواد ..

بندﻩی من!  نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.
- خدايا!  خستـﻪام، نمـﻰتوانم نيمه شب يازده رکعت بخوانم!
- بندﻩی من!  دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر را بخوان.
- خدايا!  خستـﻪام، برام مشکله نيمه شب بيدار شوم!
- بندﻩی من!  قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان.
- خدايا!  سه رکعت زياد است!
- بندﻩی من!  فقط يک رکعت نماز وتر را بخوان.
- خدايا!  امروز خيلی خستـﻪ شدﻩام، آيا راهی ديگر ندارد؟
- بندﻩی من!  قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله.
- خدايا!   من در رخـﺖخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم مـﻰپرد!
- بندﻩی من!  همان جا که دراز کشيدﻩای تيمم کن و بگو يا الله.
- خدايا! هوا سرد است و نمـﻰتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم!
- بندﻩی من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب مـﻰکنيم.
بنده اعتنايی نمـﻰکند و مـﻰخوابد !!!.
- ملائکـﻪی من!  ببينيد من ايـﻦقدر ساده گرفتـﻪام، اما بندﻩی من جيفة بالليل است، و خوابيده است. چيزی به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ شده است، امشب با من حرف نزده است.
- خداوندا!   دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد.
- ملائکـﻪی من!   در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست.
- پروردگارا!   باز هم بيدار نمـﻰشود!
اذان صبح را مـﻰگويند، هنگام طلوع آفتاب است.
- ای بنده!  بيدار شو، نماز صبحت قضا مـﻰشود.

خورشيد از مشرق سر برمـﻰآورد. خداوند رويش را برمـﻰگرداند.
                     

 ملائکـﻪی من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهرکنم؟

 

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------

 زين روزگار، خون جگرم، سخت خون جگر

من شِكوه دارم از همه، وز خويش، بيشتر

يك شب درآ به خانه‌ام اي مرگِ مهربان

يك شب مرا به خلوتِ جادويي‌ات بِبَر ....

بفیه شعر هم زیباست  ببینید ...

نظر مبارک ....

 

ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در سی ام آبان 1387

لينك ثابت


» توبه پذیر مهربان .................... علیرضا مرادی «

 

یا اله العاصین ......

 

                                                            ای خدای گناهکاران......

 

من دوباره آمدم ... آره منم همون بنده فراری همیشه گریزان ...

 

می خواستم با بار گناهم نیایم چرا که توشه ای برای هدیه ندارم ...

 

اما شنیدم تو گنه کار پشیمان و غریب را می بخشی  طمع در رحمتت

 

کردم و با دست پر آمدم ... ببین از زشتی دستهایم پر است ...

 

راستی مرا می خری ؟؟؟ اگر نه ... پس چرا قبلا خیلی بدتر از مرا

 

خریدی ؟

 -------------------------------------

دوستان  بد میگم ...  خودتون قضاوت کنید ...

 

 

حضرت موسی در كوه طور در مناجات خود عرض كرد: یا اله العالمین (ای خدای جهانیان)

جواب آمد لبیك (یعنی ندای تو را پذیرفتم)

 سپس عرض ‍ كرد: یا اله المطیعین (ای خدا اطاعت كنندگان) جواب شنید لبیك،

 سپس ‍ عرض كرد: یا اله العاصین (ای خدای گنهكاران)، این دفعه

 سه بار شنید لبیك،لبیک؛ لبیك .

 موسی عرض كرد: حكمتش چیست كه این دفعه سه بار شنیدم

كه فرمودی لبیك، به او خطاب شد: عارفان به معرفت خود، و نیكوكاران به كار نیك خود، و

مطیعان به اطاعت خود، اعتماد دارند، ولی گنهكاران، جز به فضل من، پناهی ندارند، اگر از

درگاه من ناامید گردند، به درگاه چه كسی پناه ببرند.

 

==========================================

 

توبه کار دوست خدا

 

مرد فاسقی در بنی اسرائیل بود كه اهل شهر از معصیت او ناراحت شدند و تضرع به خدای

كردند!

 خداوند به حضرت موسی وحی كرد: كه آن فاسق را از شهر اخراج كن، تا آنكه به آتش

 او اهل شهر را صدمه ای نرسد.

حضرت موسی آن جوان گناهكار را از شهر تبعید نمود؛ او به شهر دیگری رفت،

 امر شد از آنجا هم او را بیرون كنند، پس به غاری پناهنده شد و مریض گشت كسی نبود كه

 از او پرستاری نماید. پس روی در خاك و بدرگاه حق از گناه و غریبی ناله كرد كه ای خدا مرا

 بیامرز، اگر عیالم بچه ام حاضر بودند بر بیچارگی من گریه می كردند،ای خدا كه میان

 من و پدر و مادر و زوجه ام جدائی انداختی مرا به آتش خود به واسطه گناه مسوزان .

 خداوند پس از این مناجات ملائكه ای را به صورت پدر و مادر و زن و اولادش خلق

 كرده نزد وی فرستاد.

چون گناهكار اقوام خود را درون غار دید، شاد شد و از دنیا رفت .

خداوند به حضرت موسی وحی كرد، دوست ما در فلان جا فوت كرده او را غسل ده و دفن نما.

چون موسی به آن موضع رسید خوب نگاه كرد دید همان جوان است كه او را تبعید كرد؛

عرض كرد خدایا آیا او همان جوان گناهكار است كه امر كردی او را از شهر اخراج كنم ؟!

فرمود: ای موسی من به او رحم كردم و او به سبب ناله و مرضش و دوری از وطن و اقوام و

اعتراف بگناه و طلب عفو او را آمرزیدم.

 

برای منم دعا کنید  .....

 

------------------------------------------------------

 برای  منتظران ....


 دوباره  جمعه ای آغاز شد سرشار از حب و بغض . مملو از خوف و رجا . عشق و تنفر . امید و یاس . کدام جمعه همه اینان به جمعه  وصل تبدیل می شود؟
روزی که به یکباره محشر صغری را به نظاره بنشینیم و و عزت مومنین و ذلت کافران را شاهد باشیم ؟
آن صبحی میرسد که از سرچشمه زلال محبت و معرفت خدا سیراب شویم ؟
آقای جمعه های انتظار تا کی در فراقت مجبور به تحمل زشتی ها و کژی ها باشیم ؟
امام جمعه اولین نماز جمعه  یک پارچه دنیا کی پشت سر شما دست به قنوت بر میداریم و از خدای بزرگ می خواهیم که  : اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک ؟
آقای غریب تر از همه  کی سمت سربازی تو را به ما خواهند داد ؟
عزیز  حاضر نا دیدنی کی زندگی ما رنگ ترا خواهد گرفت ؟
بدان که تا روز ظهورت می خواهم فقط برای تو بمانم چرا که تو همیشه برای خدا ماندی  و من ترا  آنقدر دوست دارم  که وصفش را نتوانم .
جانم به فدای یادگار یاسین و طاها . جانم به فدای  سفر کرده زهرا  ( س ) . جانم به فدای منتقم خون شهید کربلا .

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و دوم آبان 1387

لينك ثابت


» داستان عشق 00000000000000000 علیرضا مرادی «

بسم الله الرحمن الرحیم.........   در عالم عشق مابین خالق و مخلوق حرف و حدیث زیاد است  که انسان را به تعجب وا می دارد در اولین شب جمعه ماه رجب المرجب  با نقل داستانی موثق از گلستان عشق و عاشقی  دلهای غبار گرفته خودمان را صیقلی بزنیم  آخه ورود در ماه بزرگ رجب قطعا آمادگی های خاص خود راه می طلبد...پاک شو آنگه قدم اندر حرم پاک گذار .... : در دوران موسای پیامبر جوانی در راه او ایستاد و وقتی او برای دعا و مناجات به کوه طور می رفت جلوی او را گرفت و گفت موسی به مناجات می روی ؟ آری . پیامی برای خدا دارم به او می رسانی ؟ بله . به خدا بگو حاجتی دارم اگر بر آورده نکنی باهات به مبارزه بر می خیزم و آبروی تو خدا را می برم (العیاذبالله ) رنگ موسی پرید و غضب کرد و جوان را کم محل کرد و رفت . در مناجات تمام حرفهای خود را زد . موقع برگشت ندا آمد موسی چرا پیام بنده ما را نرسوندی . دوباره موسی را تعجبی سخت فرا گرفت . یارب این چه رابطه ای است.. او بی ادبی می کند و تو خدای مهربان احوالپرس اوئی ؟ ندا آمد  . موسی سلام ما را به بنده ما برسان و بگو حاجتش را می دهیم با ما به مبارزه برنخیزد .  موسی با دنیایی از تعجب و  خوشحالی از این لطف عاشقانه و متعجب از این عفو کریمانه  و چشم پوشی زیبا  برگشت جوان را در حال انتظار دید و پیام را رساند و جوان با دنیایی سپاس حرکت کرد  . صدای موسی بلند شد ... راستی جوان اگر خدا حاجتت را نمی داد چگونه با او به مبارزه برمی خواستی ؟ با کدام توان و نیرو  ؟ گفت با اسلحه محبت و عشق  . چگونه ؟ فردا صبح به میدان بزرگ شهر می رفتم و دست راست خودم را از مرفق قطع می کردم بالاخره یکی دلیلش را می پرسید . آنگاه می گفتم ۰۰۰۰۰۰ دستی که از در خانه خدا خالی برگردد نبودش از بود بهتر . دستی که از در خانه کریم مطلق بی توشه برگردد باید قطع گردد .. بقیه اش با تو دوستی که در شب و روز اول ماه رجب مهمان محفل ما شدی ....  راستی  مواظب اشکات باش... نذار بریزند ...هر قطره اش را ملائکه به  آسمان می برند و عرش را زینت می کنند .۰۰۰۰۰۰ "یا علی  تا بعد"

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در سیزدهم تیر 1387

لينك ثابت



مطالب پيشين


منوي كاربري

Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير :

---- بسم رب العشق ...
---- حرفی جز تصو یر بالا نمونده .


لينك دوستان

رفع مشكلات وبلاگنويسان
سايت آموزش ايرانيان
دفتر مقام معظم رهبری
قاصدک شب
غرفه ناز
پرچین راز
لوح دل
پرواز به سوی پروردگارم
حکایت مستان کربلا
فرهنگ و اندیشه
بانوی بی نشان
دلتنگی های آدمی را ...
یار دلنواز
عرش عشق
حاج محمود قاسمی
شکایت نی
طراوت باران
آینه ها دچار
بگو عاشقی تا سلامت کنم
عطش
مولای رحمت
نرگسی
قرارمون ساعت عشق
شهدا
کنیز حضرت زهرا
دوستی
شمس آفاق
آلاچیق
تنفس صبح
منتظران ظهور
بچه های آسمانی
بهترین من
دختر باییز
رز سیاه
آواز بر جبرائیل
بابای شهیدم
فداغ نور ایمان
ثانیه های انتظار
خاطرات فراموش شده
چهل منزل تا اربعین
دل نوشته ها
محبان مهدی
خورشید دلها
مسند خورشید
ظهور نور
راویان دفاع مقدس
سحر خیز مدینه
دل نوشته های مادر
هستی
بوی بارون
بیداریه
منتظران
دختر عاشق
رقص گلها
مدیون خدا
بچه شهید
گفتگو با خدا
شکوفه عصمت
نور ثامن
نسیبه عابدی
یا فاطمه الزهرا
انجمن شعر
شاعر کنار دفترش
پردیس
تا لب چشمه خورشید
به سوی خدا برویم
سادات خانم
ای داد ازین غوغای دل
نخستین عشق
که در طریقت ما کافری ...
شاخه طوبی
نوازش مولا علی ...
قالب هاي حرفه اي براي شما
آموزش هر آنچه شما بخواهيد



All Rights Reserved 2008 © by omolaemeh.blogfa.com
This Themplate Designed By amir kermanshahi