تبليغاتX
هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک .

منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

محفل فاطمیون اراک


موضوعات

آموزش مداحی
رحمت خداوندی
شعر و شعور
خوب است بدانیم
نامه یار
جلوه جمال
مناسبتها
نکته هاو گفته ها
فاطمیه
اشعار میلاد انوار الهی
امام زمان عج
مشتی خاک
ماه رجب
ماه شعبان
ماه رمضان
ماه شوال
ذی القعده
ذی الحجه
محرم
صفر
شهدا
امام خمینی رحمه الله
عکس
شیعه شناسی
ربیع الاول
ربیع الثانی
عشق و عاشقی
عارفانه
اجتماعی
سیاسی
فرهنگی و هنری
توابین


آرشيو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


زمان حال

آمار وبلاگ

» هدیه روز مادر ........................... بیدل اراکی «

بسم الله الرحمن الرحیم

انا اعطیناک الکوثر . فصل لربک و انحر . ان شانئک هوالابتر .

شکوفایی غنچه نبوی

در آسمان مکه و در منزل نزول وحی، شوری برپا بود. فرشتگان وحوریان بهشتی هلهله‏کنان و تبریک گویان به زمین می‏آمدند و گرداگرد خدیجه حلقه می‏زدند و آیه «فتبارک اللّه‏ احسن الخالقین» را زمزمه می‏کردند. آن شب درهای عرش گشوده شده بود و لیلة‏القدر خدا و تنزل الملائکه تفسیر شدهْ و از دامان پاک خدیجه، نازدانه نبوی و گل سپید احمدی درخشید.


او که آمد، عشق متولد شد و دل‏های آسمانیان و زمینیان، سرسبزتر از همیشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارتْ در بیست جمادی الثانی، زمین و آسمان مکه را نورافشانی کرد. شاه بیت غزل آفرینش، غایت خلقت و میوه باغ رسالتْ خانه محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را با قدوم خود مزیّن نمود. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بِضْعَة النبی، همراه و هم‏راز پدر و ام‏ابیها بود.


سال روز میلاد اسوه زهد و تقوا، نازدانه آل کسا، اقیانوس علم و حلم، چشمه‏سار نجابت، صابره عصمت، عصاره بعثت، هم کُفْوِ ولایت، پیوند دهنده حلقه نبوت و ولایت، بارور کننده درخت امامت، کوثر الهی، سمبل ایثار، قصیده پاکی‏ها، مثنوی عرفان، غزل خوبی‏ها، مدافع ولایت، ام ابیها، صدیقه کبری، فاطمه زهرا علیهاالسلام بر همه شیفتگان و ره‏پویان طریقش تبریک وتهنیت باد.

باغبان هستی

مادر، ای لطیف‏ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستیِ من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده‏ام سازد. گاهِ بیماری‏ام، طبیبی بودی که دردم را می‏شناسد و درمانم می‏کند. گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد. گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی‏ناپذیر و سخت‏کوش که حرف به حرفِ دانایی را در گوشم زمزمه می‏کُند. گاهِ تردیدم، رهنمایی راهْ‏آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد. مادرْ تو شگفتیِ خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می‏گویم و می‏ستایمت.

روز زن :زن در فرهنگ اسلامی ما، مظهر قداست و پاکیْ و موجب خیر و برکت شناخته شده و از ارزش و احترام فوق‏العاده‏ای برخوردار است. هویت زن، هویت جامعه است و در واقع ارزش گذاشتن به زن و کمالات و خدمات بی‏پایان او، ارزش نهادن به همه جامعه است. این ارزش قائل شدن برای زن، فقط در دین مبین اسلام نیست و به طور کلی در فرهنگ وحیْ از زن به عظمت یاد شده است. برای نمونه می‏توان به داستان حضرت مریم اشاره کرد. مریم مقدس، تجلّی‏گاه یکی از بزرگ‏ترین اعجازهای آسمانی معرفی می‏شود و وجود عیسی علیه‏السلام یکی از تجلیات کمال روحانی این زن به شمار می‏رود. مریم، با تقوا و درایت بود و لحظه‏ای از توجه به پروردگارش باز نمی‏ماند و بر اثر همین فضایل، آغوششْ مهد پرورش عیسایِ مسیح گردید.

عصمت داوری نبود اگر نبود فاطمه............... جنت و کوثری نبود اگر نبود فاطمه

هيچ پيمبری نبود اگر نبود فاطمه................ احمد و حيدری نبود اگر نبود فاطمه

                                          ********

محبوبه حق در دوجهان فاطمه است............. در قلب محبِ او کجا واهمه است؟

آندم که قدم نهد بسوی محشر.................... لطف و کرمش شامل حال همه است

                                           ********

 زهرا که مراد هر حسينی باشد................ فرموده نبی قره العينی باشد

او خير کثير است به نامش سوگند............. يک چشمه کوثرش خمينی باشد

                                            ********

اشک در ديده ترم باشد..................... شب ميلاد دلبرم باشد

ای عزيز رسول، يا زهرا (س) ............. عشق تو روح پيکرم باشد

جان ما را اگر پذيرايی...................... هديه روز مادرم باشد

۲ ـ

مژده که انسيه حورا رسيد.......................... عصمت حق، حضرت زهرا (س) رسيد

کوکب رخشنده هفت آسمان...................... دخت نبی، ام ابيها رسيد

گوهر يکدانه دريای علم............................. نور دل و ديده طاها رسيد

مادر اسطوره صبر جميل........................... زينب دين، زينب کبری رسيد

مولد او روز زن و مادر است....................... سبزترين شاخه طوبی رسيد

 

۳ ـ

باغ شکوفه می کند به يمن نام فاطمه.............. سرو قيام می کند به احترام فاطمه

روز حساب ماه من، ز پرده می شود برون.......... حجاب اگر برافکند ز رخ امام فاطمه

سحر اگر ز چشم جان، نگه کنی به آسمان....... سکه خورشيد زند فلک به نام فاطمه

دولت شب به سر شود، دور جهان دگر شود..... تيغ کشد چو نور حق به انتقام فاطمه

بهار می رسد ز راه، می شکفد دوباره ماه....... اگر به گوش باغها رسد پيام فاطمه

 

۴ ـ

بشنو از بلبل روايت می کند .............................. از مقام گل حکايت می کند

بلبلی پا تا به سر شيدای گل ........................... بلبلی شيدای سر تا پای گل

بلبلی خود سرٌ مستور خداست ....................... هر پرش مرآتی از نور خداست

بلبلی هفت آسمان زير پرش .......................... آشيانش عرش و عالم محضرش

بلبلی کالم (که عالم) طفيل هست اوست...... اختيار کل هستی دست اوست

بشنو از عالِم از شان عالمه.......................... از علی بشنو مقام فاطمه

من علی ام مدح زهرا می کنم .................... مدح آن بانوی يکتا می کنم

افتخارم نام زهرا گفتن است ....................... نام او بردن مناجات من است

شاه بيت هر سرودم نام اوست .................. ذکر قامت تا سجودم نام اوست

عشق زهرا در ميان سينه ام ..................... برده زنگار غم از آيينه ام

مهر و ماه و انجم من فاطمه ست ............. ساقی و می و خم من فاطمه است

فاطمه نطق مرا گويا کند ......................... نام زهرا عقده از دل وا کند

فاطمه يعنی روان و روح من .................... فاطمه يعنی اميد و نوح من

فاطمه يعنی تمام هستی ام .................. فاطمه يعنی شراب مستی ام

فاطمه يعنی اصول دين من ................... فاطمه يعنی همه آيين من

فاطمه يعنی يم جوشان عشق ............. سايه اش شيرازه ديوان عشق

فاطمه يعنی بلندای عفاف .................... عصمت الله است و سيمای عفاف

فاطمه يعنی تمام انبياء ........................ فاطمه رمز قيام انبياء

فاطمه يعنی محمد (ص) در حجاب ...... شمه ای از طلعت او آفتاب

فاطمه يعنی دوام مرتضی ................. ذوالفقار در نيام مرتضی

فاطمه يعنی مدال اهل بيت ............... ذکر روز و ماه و سال اهل بيت

فاطمه يعنی خداوند ثبات .................. فاطمه رکن تمام کائنات

من مسيحای فلک هستم ولی ......... فاطمه باشد مسيحای علی

گرچه دارم همسريِّ فاطمه ............. حيدريم، حيدری فاطمه

 

۵ ـ

حلقه عشق اگر هست ، نگين فاطمه است ....... وجه حق را ز ازل نور جبين فاطمه است

ز خدا آمده هر دم ز خدا می گويد ...................... آنکه با عشق الهی است عجين فاطمه است

وصف او را نتوان گفت مگر حضرت دوست ........ چه بگويم که چنان است و چنين فاطمه است

روح پيغمبر و همتای علی اعلی ..................... به دو عالم گل بی مثل و قرين فاطمه است

گِل آدم اگر از روح خدا جان بگرفت ................. نفخه روح خدا، سر متين فاطمه است

صدفی گر بوَد از عشق ببايد درّی ................ هر دو گيتی صدف و درّ ثمين فاطمه است

گر چه قدرش نشناسند مگر عترت يار ............. ليله القدر علی، معنی دين فاطمه است

آن بهشتی که خداوند به(در)قرآن فرمود .......... گل ريحان نبی، خُلد برين فاطمه است

جلوه ای را که ملائک همه مشتاق شدند ........... سجده کردند به پايش به يقين فاطمه است

گر چه در روز قيامت علی آن ميزان است ........... کفه عشق علی، ثقل وزين فاطمه است

جلوه زات خدا، زهره زهرا باشد ......................... به خدا نور سماوات و زمين فاطمه است

بس که احمد همه از جلوه زهرا می گفت ........... فکر کردم که خداوند همين فاطمه است

ایام به کامتان .

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و سوم خرداد 1388

لينك ثابت


» یا علی .................................. مرادی «

بسم الله الرحمن الرحیم ...

سالروز شکست قوای فرعونیان و پیروزی سپاه حق 

و آزاد سازی شهر خون و عشق

خرمشهر بر همه ی عاشقان مبارک ...

بدون شرح چون منی ...

اگر دلت‏بشکند

پنجره اتاق را باز می‏کنم. نگاهم به گنبد و بارگاه ضامن آهومی‏افتد.

دوباره از شوق زیارت لبریز می‏شوم.

خورشید با طلوع خودشروع روز دیگری را در مشهد رضوی اعلام می‏کند.

از مسافرخانه‏بیرون می‏آیم. میرزا آقا بساطش را کنار خیابان پهن کرده.

پیرمرددستفروش با صفایی است. همیشه لبخند می‏زند.

صاحب مسافرخانه‏می‏گوید: او شفا یافته امام رضا(ع)است.

این موضوع را که شنیدم،باورم نشد. دلم می‏خواهد از پیرمرد بپرسم، اما رویم نمی‏شود.

امروز آخرین روزی است که در مشهد هستم. روز وداع است.

بلیط قطار تهران را گرفته‏ام. دلم را به دریا می‏زنم و به او نزدیک‏می‏شوم.

سلام می‏کنم و کنارش می‏نشینم. با لبخند جوابم را می‏دهد:

- چیزی می‏خواستی آقا جون؟

- نه آقا سید! فقط یه سوال داشتم.

- بفرما.

- از یه بنده خدا شنیدم، امام هشتم شما را شفا داده. این‏مسئله حقیقت داره؟

پیرمرد چیزی نمی‏گوید. به فکر فرو می‏رود. اشک در چشمانش حلقه‏می‏زند.

شاید ناراحت‏شده باشد. اما پس از مدتی، سکوت را می‏شکند.

- قصه‏اش طولانیه. حوصله داری گوش بدی؟

- بله، خیلی مشتاقم.

دوره سربازی ژاندارمری مشهد بودم. خدمت که تموم شد، همون جااستخدام شدم.

یه روز قرار شد یه گاری فشنگ و باروت ببریم‏ژاندارمری تربت جام. ما شش نفر بودیم.

گاری رو به دو تا قاطربستیم و حرکت کردیم.

بیرون مشهد نزدیک یه چشمه آب توقف کردیم;می‏خواستیم یه کم استراحت کنیم.

یکی از بچه‏ها که به صندوق باروت‏تکیه داده بود، کبریت کشید تا سیگارشو روشن کنه. ناگهان صدای‏هولناکی بلند شد. صندوق باروت منفجر شد. چند متر به هوا پرتاب‏شدم و دوباره به زمین خوردم. سه نفر از بچه‏ها در دم هلاک شدند.

ادامه را عنایت کنید ...

ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در دوم خرداد 1388

لينك ثابت


» کریمه اهل بیت .......................... مرادی «

بسم الله الرحمن الرحیم

سالروز شهادت بنده صبور و پاک خداوند . دختر و خواهر و عمه امام علیه السلام .

کریمه اهل البیت حضرت معصومه سلام الله علیها تسلیت و تعزیت باد ...

حضرت امام صادق علیه السلام فرمود :

به شفاعت او (حضرت معصومه سلام الله علیها) شیعیانم داخل بهشت می شوند .   

 ترکیب بندی از آقای لطیفیان:

 آنان كه عاشقند به دنبال دلبرند

هر جا که می روند تعلق نمی برند 

 از آنچه كه وبال ببينند خالي اند

عشاق روزگار سبكبال مي پرند

 پرواز مي كنند به هر جا كه جلوه اي است

گاهي ملائكند و گاهي كبوترند

 دل را به دست هركس و ناكس نمي دهند

دل داده قديمي آل پيمبرند

آنان كه عاشق علي و فاطمه شدند

مديون خانواده موسي بن جعفرند

 ما عاشقيم شيعه زهرا و حيدريم

ما شيعيان كشور موسي بن جعفريم

 ري زاده ايم و مزرعه سبز گندميم

هر صبح با حسين شما در تكلميم

 ما شیعه ولایت مولا - نسب نسب

سلمان پابرهنه اي از نسل چندميم

 گاهي ميان خنده خورشيد گريه ايم

گاهي ميان گريه زهرا تبسميم

 همسايه حريم تو همسايه خداست

پس صد هزار شكر كه همسايه قميم

 آنقدر عاشقان و بزرگان و عالمان

دلداده تواند كه ما بين آن گميم

 اي دست گير صبح قيامت سرم فدات

هم خانواده هم پدر و مادرم فدات

 بالاتر از پريدن پرهاست بام تو

ما ها نمي رسيم به شان مقام تو

خم مي شود تمامي دنيا برابرت

اي احترام آل عبا احترام تو

 بايد هزار بار نشست و بلند شد

وقتي كه مي رسند بزرگان به نام تو

 اين شان توست حرمت توست احترام توست

گوید اگر "فداک ابوک" امام تو

 آباد گشت قلب زمين زير پاي تو

آباد گشت مسجد دين با كلام تو

 يعني تمام هستي دين مال فاطمه است

يعني تمام ملك زمين مال فاطمه است

 تو آمدي كه رحمت دنياي ما شوي

منجي تا قيامت كبراي ما شوي

 ما مرده ايم و تو نفست مرده زنده كن

پس واجب است اين كه مسيحاي ما شوي

 تو خانمي و جلوه بالاي هر سري 

اصلا عجيب نيست كه آقاي ما شوي

 تو آمدي كه با بركات نسيمي ات

روزي يا امام رضاهاي ما شوي

 اصلا قرار بود در ايران زمين ما

چون فاطمه بيايي و زهراي ما شوي

 مهمان چند روزه ايران خوش آمدي

همشيره امام خراسان خوش آمدي

 شهر تو آشيانه ي امن امام هاست

گلدسته ات مطاف شب و روز انبياست

 بانو قسم به پنجره هاي ضريح تو

اين آستانه اي است كه باب الرضاي ماست

 روي در حريم تو زيبا نوشته اند

" اینجا حریم دختر پیغمبر خداست

  اینجا به احترام قدم نه - که از شرف

گيسوي حور و بال ملك فرش زير پاست

 اينجا مس تو را به نگاهي طلا كنند

تا اسم اعظم است چه حاجت به کیمیاست"

 اينجا مدينه دگر آل فاطمه است

اينجا دل شكسته به دنبال فاطمه است

_______________________________

خاتون شهر آينه هايي بزرگوار

زهراي شهر يثرب مايي بزرگوار

 چشم ملك نديده دمي سايه ي تو را

ناموس بارگاه خدايي بزرگوار

 اين قوم را به راه حقيقت كشانده اي

موساي بي عباوعصايي بزرگوار

 بر شانه هاي باد،جحاز تو حمل شد

فرمانرواي ملك صبايي بزرگوار

 گم كرده ايم كعبه ي حاجات و آمديم

نزد شما كه قبله نمايي بزرگوار

 من گريه مي كنم كه نگاهي كني مرا

آري هميشه عقده گشايي بزرگوار

 باران رحمت ازلي سهم مان شده

بي شك دليل فيض شمايي بزرگوار

 بانوي مهربان كدامين قبيله اي ؟

امشب بگو كه اهل كجايي بزرگوار

 خلقت شبيه پير كريم عشيره است

الحق ز نسل شير خدايي بزرگوار

 فهميدم از شلوغي صحن و سراي تان

هر لحظه مامن فقرايي بزرگوار

 فرقي نمي كند چقدر نذر مي كنند!؟

باب المراد شاه و گدايي بزرگوار

 اينجا مريض ها همگي خضر مي شوند

سرچشمه ي حيات و بقايي بزرگوار

 از لحن گريه كردن زوار واضح است

در قم،بقيع اهل بكايي بزرگوار

 يادت نمي رود چه قراري گذاشتيم؟

محشر دم بهشت بيايي بزرگوار

________________________________________

ابري شده است حال و هواي نگاهتان
بغض غروب مي چكد از هر پگاهتان

دلتنگيِ غمی چقدر موج مي زند
در اشكهاي نيمه شبِ گاه گاهتان

چشمان صحن آينه هم تار مي شود
با غربتي كه مي چكد از اشك و آهتان

همراه گريه هاي تو از دست مي رويم
پائين پاي روضة شال سياهتان

عطر مزار مادر سادات مي رسد
از ياسهاي هر سحر بارگاهتان

« فردا چه خاكهاي ندامت به سر كند
امروز هر دلي كه نشد خاك راهتان »

اينقدر كه پر از تب اندوه و ناله اي
شايد دلت گرفته به ياد سه ساله اي

مي گفت چشمهاي ترش درد مي كند
قدش خميده و كمرش درد مي كند

از بسكه سوخت دامن معصوم خيمه ها
حتي نگاه شعله ورش درد مي كند

طوفان تازيانه و باران سنگها !
بيخود كه نيست بال و پرش درد مي كند

مي سوخت غرقِ حسرت خورشيد نيزه ها
خُب پس بگو چرا جگرش درد مي كند

از لطف دستهاي نوازشگري كه بود
ديگر تمام موي سرش درد مي كند

آرام قلب خسته اش از دست رفته بود
چشم به خون نشسته اش از دست رفته بود

 وقتی دلم کنار ضریح تو جا گرفت
نوری ز فیض کوثر حُسن شما گرفت

یادم نمی رود که ز الطاف مرقدت
هر بار قلب مرده ترینم شفا گرفت

از ابتدا كه شيعة عشق شما شدم
فهمیده ام که چشم تو خانم مرا گرفت

هر صبح بر منارة تو بوسه زد نسیم
تا از كرامت حرم تو صفا گرفت

وقتی به صحن آینه ات آمدم دلم
رنگی به روشنايي آئینه ها گرفت

همواره آسمان حريم تو آبي است
از بس كه صبح گنبد تو آفتابي است
 *

از مرقدت شميم مناجات مي رسد
بر دامنت توسلِ حاجات مي رسد

وقتي كه خاكبوس حريم تو مي شوم
دستم به چشمه هاي كرامات مي رسد 

حق گفته اند فاطمة دومين تويی

                         اين گفته ام چگونه به اثبات مي رسد؟                  

از بس كه از ضريح شما بر مشام جان
عطر مزار مادر سادات مي رسد

ديگر چه احتياج به مهتاب و آفتاب
تا نور گنبدت به سماوات مي رسد

گل داده است غنچة گلدان آينه
دل آشيان گرفته در ايوان آينه
 *

دستت كريم و سفرة خيرت كثير تر
هرگز نديده ايم ز تو دستگير تر

نائل به فيض كسب مقامات مي شود
در محضر تو هر كه شود سر به زير تر

مي گفت شاعري كه بهشت است مرقدت
نه  نه ، بهشت نه ! به خدا بي نظير تر

گل پوش مي شود حرم آسماني ات
با فرشي از دو بال ملائك حرير تر

با مقدم تو باغ بهار است هر كجا
حتي هزار مرتبه از قم كوير تر

نقش بهار ، در حرمت بسته مي شود
گل ، مات گلعذاري گلدسته مي شود
 *                 

از نسل كوثري كه شد اين شوره زار ها
از بركت حضور شما چشمه سار ها

در ساية تو جلوة خورشيد پا گرفت
اين انقلاب از تو و اين افتخار ها

صبحي اگر دميده ، ز نور نگاه توست
رونق نداشت بي تو در اينجا ، بهار ها

از بس سبد سبد گل ايمان چكيده است
از آسمان لطف تو بر كوچه سار ها

از سفره هاي جود تو احسان گرفته اند
همواره زائران تو و همجوار ها

اين سايه را تو بر سر من مستدام كن
با جلوه هاي معرفتت آشنام كن
*

آسيه آمده به ديارت ز سمت نيل
يا از حجاز مي رسدت همسر خليل

از شرق و غرب عالم امكان رسيده اند
امشب به دستْ بوسيتان بانوان ايل

ديگر عجيب نيست اگر جا گرفته اند
حتي فرشته هاي مقرب چو جبرئيل
              

امشب به سينه آرزويي موج مي زند
بانو اگر ضريح تو را بسته ام دخيل

چشم اميد ما همه بر دستهاي توست
فردا كه مي رسد همه جا بانگ الرحيل

آسوده خاطران هياهوي محشريم
تا زائران دختر موسي بن جعفريم
 *

تنها نه نامه هاي شفاعت بدست توست
بانوي
من شفاعت جنت بدست توست

مريم ترين عفيفه و قدّيسه اي شما

معصومه اي و كوكب عصمت بدست توست

تا شأن توست لايق تفسير هل أتي
يعني
كريمه اي و كرامت بدست توست

هر شب دخيل پنجره هايت ، هزار دل
آخر كليد هاي اجابت بدست توست

پر مي زند به سينة من شوق كربلا !
بانوي من جواز زيارت بدست توست

كي مي شود كه بال و پرم را تو وا كني
دل را دوباره زائر كرب و بلا كنی


نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در شانزدهم فروردین 1388

لينك ثابت



مطالب پيشين


منوي كاربري

Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير :

---- بسم رب العشق ...
---- حرفی جز تصو یر بالا نمونده .


لينك دوستان

رفع مشكلات وبلاگنويسان
سايت آموزش ايرانيان
دفتر مقام معظم رهبری
قاصدک شب
غرفه ناز
پرچین راز
لوح دل
پرواز به سوی پروردگارم
حکایت مستان کربلا
فرهنگ و اندیشه
بانوی بی نشان
دلتنگی های آدمی را ...
یار دلنواز
عرش عشق
حاج محمود قاسمی
شکایت نی
طراوت باران
آینه ها دچار
بگو عاشقی تا سلامت کنم
عطش
مولای رحمت
نرگسی
قرارمون ساعت عشق
شهدا
کنیز حضرت زهرا
دوستی
شمس آفاق
آلاچیق
تنفس صبح
منتظران ظهور
بچه های آسمانی
بهترین من
دختر باییز
رز سیاه
آواز بر جبرائیل
بابای شهیدم
فداغ نور ایمان
ثانیه های انتظار
خاطرات فراموش شده
چهل منزل تا اربعین
دل نوشته ها
محبان مهدی
خورشید دلها
مسند خورشید
ظهور نور
راویان دفاع مقدس
سحر خیز مدینه
دل نوشته های مادر
هستی
بوی بارون
بیداریه
منتظران
دختر عاشق
رقص گلها
مدیون خدا
بچه شهید
گفتگو با خدا
شکوفه عصمت
نور ثامن
نسیبه عابدی
یا فاطمه الزهرا
انجمن شعر
شاعر کنار دفترش
پردیس
تا لب چشمه خورشید
به سوی خدا برویم
سادات خانم
ای داد ازین غوغای دل
نخستین عشق
که در طریقت ما کافری ...
شاخه طوبی
نوازش مولا علی ...
چراغ راه آینده - آقای سپهروند
قالب هاي حرفه اي براي شما
آموزش هر آنچه شما بخواهيد



All Rights Reserved 2008 © by omolaemeh.blogfa.com
This Themplate Designed By amir kermanshahi