بسم الله الرحمن الرحیم
دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود.
آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است.
لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند.
دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است.
پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات
روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند.
امروز روز نهم ذيحجه روز عرفه است، روزي كه زائران سپيده دم صبح راهي عرفات شدند
تا در جوي مملو از ايمان، خشوع و خضوع استغفار كرده و اركان اصلي حج را به جا آورند.
-------------------------------
مراسم سراسر نور و صفا و عاشقانه ی دعای عرفه
را با حضور بسیجیان سلحشور و خانواده های معظم
ایثارگر و امت خداجو و جوانان به زمزمه می نشینیم .
زمان : جمعه ۶-۸-۸۸ ساعت ۳
مکان : اراک خیابان جهاد مسجد الزهرا
با نوای گرم و دلنشین حاج علیرضا مرادی
قدوم شما بر چشمان ما
-------------------------
شهادت غریبانه سفیر سلحشور امام حسین علیه السلام
حضرت مسلم بن عقیل را تسلیت عرض می کنیم .
================
راز عطر سيب
در امتحان بندگي اش اشتباه كرد
برگ سپيد دفتر دل را سياه كرد
حتي به راز عطر خوش سيب پي نبرد
در محضر امام زمان هم گناه كرد
بيچاره آن كسي كه جواني خويش را
در راه سركشي و معاصي تباه كرد
امثال ما مسبب اين روضه ها شدند
يك عمر مرتضي سر خود را به چاه كرد
كو رزق گريه؟ دخل دلم خاك مي خورد
اين كسب را چگونه شود رو به راه كرد؟
با اين همه گناه قيامت نمي شود
در چشم هاي حضرت زهرا نگاه كرد ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حضرت مسلم(ع)
دیوار غصه بر سرم آوار شد حسین
تاریخ رنج فاطمه تکرار شد حسین
آییـنه صــداقت قلب تمام شهر
مجروح تازیانه زنــگار شد حسین
دیدم که دست بیعتشان بین آستین
باسحرسکه های طلا مار شدحسین
درسبزه ها به جای طراوت تنفراست
هربره ای که خوردازآن هارشد حسین
اینجا برای کشتن تان نقشه میکشند
زیر گـلوت مرکز پرگار شد حسین
مسلم نخورد لقمه ای از سفره کسی
اما به کل کوفه بدهــکار شد حسین
حتی به جسم بی سرمن سنگ میزنند
مسلم به جرم عشق توبردارشدحسین
راس بریده ام سر یک میخ آهنین
سر گرمی جماعت بازار شد حسین
دیدم بر اشــتران سپاه حرامیان
چندین هزار نیزه فقط بارشد حسین
سنگ و کلوخ بر همه پشت بام ها
قدر ســپاه ابرهه انبــار شد حسین
آب از سرمن و تو واکبر گذشته است
زینب به بند غصه گرفتار شد حسین
راه اسیر کردن اهـل و عیال تان
با خنده های حرمله هموارشدحسین ...
---------------------------------
اشعار عرفاتی در ادامه .......
ادامه ی مطلب ... نوشته شده توسط هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک در دوم آذر 1388
لينك ثابت 
|