تبليغاتX
هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک .

منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

محفل فاطمیون اراک


موضوعات

آموزش مداحی
رحمت خداوندی
شعر و شعور
خوب است بدانیم
نامه یار
جلوه جمال
مناسبتها
نکته هاو گفته ها
فاطمیه
اشعار میلاد انوار الهی
امام زمان عج
مشتی خاک
ماه رجب
ماه شعبان
ماه رمضان
ماه شوال
ذی القعده
ذی الحجه
محرم
صفر
شهدا
امام خمینی رحمه الله
عکس
شیعه شناسی
ربیع الاول
ربیع الثانی
عشق و عاشقی
عارفانه
اجتماعی
سیاسی
فرهنگی و هنری
توابین


آرشيو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


زمان حال

آمار وبلاگ

» ماه عاشقانه ها ...................... بخش فرهنگی محفل «

 

سلام ماه ضیافت خدا

از امام صادق «ع» نقل شده است که: «فی التورات مکتوب: یابن آدم!

 تفرق لعبادتی؛ املا قلبک غنی و لا اکلک علی طلبک و علی ان اسد فاقتک و املا قلبک خوفا منی.»

 در تورات نوشته شده است که خداوند فرمود: ای فرزند آدم! فارغ کن وقتت را و قلبت را برای عبادت من،‌ تا:

۱- دلت را از بی نیازی پر کنم و نگذارم محتاج هیچ کسی بشوی؛

۲- تو را به خواسته های نفسانیت وا نمی گذارم تا اسیر آنها بشوی؛

۳- بر خودم واجب می دانم که راه نیازمندیهایت را ببندم و هر حاجتی و کاری که داشته باشی

خودم برایت انجام می‎دهم؛

۴- قلبت را از خوف خودم سر شار می کنم تا از هیچ کس و هیچ چیز دیگر ترسی نداشته باشی.

 (راستی خجالت دارد که خداوند بفرماید من خدمتگار تو می شوم تا نیازهایت را رفع کنم و ما همچنان رو به سوی دیگران داشته باشیم

 و حاجاتمان را از غیر او بخواهیم یا در وقت حضور ، حواسمان به کسی جز محبوب باشد)!

 عليرضا قزوه، شاعر آييني، در استقبال از ماه مبارك رمضان غزلي تازه سروده است.

السلام اي ماه پنهان پشت استهلال ما
ما به دنبال تو مي‌گرديم و تو دنبال ما

ماه پيدا، ماه پنهان، ماه روشن، ماه محو
رؤيت اين ماه يعني نامه اعمال ما

خاصه اين شب‌ها كه ابر و باد و باران با من است
خاصه اين شبها كه تعريفي ندارد حال ما

كاش در تقدير ما باشد همه شب‌هاي قدر
كاش حوّل حالنايي‌تر شود اعمال ما

ما به استقبال ماه از خويش تا بيرون زديم
ماه با پاي خودش آمد به استقبال ما

گوشه چشمي به ما بنماي اي ابروهلال
تا همه خورشيد گردد روزي امسال ما.

به قول حاجی در مراسم مناجات شعبانیه سحر امروز  :

ای خدا به بی وفائی و بی حیائی ما نگاه نکن . کرم تو ما رو این طور بی پروا کرده .

تو به آقائی خودت نگاه کن . اومدم که دیگه جائی نرم . قبولم کن .

کاش چنین شود .

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در سی ام مرداد 1388

لينك ثابت


» حرف دل ................................. مرادی «

به نام خداوند خالق زیبائیها

این گلهای زیبا را ببینید تا بگم چی هستند ...

 

 

اینها تقدیم به همه ی عزیزانی که امروز

 به محفل حقیرانه من سر بزنند ...

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیستم تیر 1388

لينك ثابت


» یا علی ................................... مرادی «

بسم الله الرحمن الرحیم ...


دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

به دریا می زدم در باد و آتش خانه  می کردم

 

چه می شد آه ای موسای من، من هم شبان بودم

تمام روز و شب زلف خدا را شانه می کردم

 

نه از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم

اگر می شد همه محراب را میخانه می کردم

 

اگر می شد به افسانه شبی رنگ حقیقت زد

حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم

 

چه مستی ها که هر شب در سر شوریده می افتاد

چه بازی ها که هر شب با دل دیوانه می کردم

 

یقین دارم سرانجام من از این خوبتر می شد

اگر از مرگ هم چون زندگی پروا نمی کردم

 

سرم را مثل سیبی سرخ صبحی چیده بودم کاش

دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

علیرضا قزوه                                           1388

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

بدون شرح                                                  

شبیه چشمات دل من ، رنگ و بوی غم میگیره

تو قفس دلواپسی ، زینبـت آخر می میـره

مادر سادات ، اکثر اوقات ، ابریه چشمات

 

گرد پیری رو سرت نشسته هرچند جوونی

تو می خوای شونه کنی موی منو نمی تونی

چند روزه که میری پشت در خونه می شینی

آروم آروم برا محـسنت لالایی می خونی

ماتم می گیره دور و برتو ، غم می ریزه از چشم تر تو

زخمیه چرا بال و پر تو

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

شکسته آتیش بلا ، حریـم بال و پـرتو

الهی زینب بمـیره ، خاکی شده معجر تو

 

سورة مریم ، مادر عالم ، ملیکة غم

 

 

هرم نـاله مـی ریزه از آسمون نفسـات

ابری و بارونیه تو این روزا حال و هوات

خوب می دونم چرا آروم و قرار نداری تو

درد پهلو این شبا گرفته خوابو از چشات

با ناله و اشک باز خو می گیری ، دستاتو روی پهلو می گیری

از زینبت هم تو رو می گیری

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در سوم خرداد 1388

لينك ثابت


» یا علی .................................. بیدل اراکی «

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مرتضی علی----گرافیک بزرگ از نوشته یا علی مرتضی

وقتی نظر به آنچه مرا هست می کنم ...

هیهات را به قهقهه پیوست می کنم ...

از را ه گوش خوردن باده کسی ندید ...

من نام تو چو می شنوم مست می کنم ...


>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>


از آسمان آمدم من از سمت عرش يگانه 

از آن طرفـها كه بامش هرگـز ندارد كرانه 


اول بنـا بود چندين و چنـد روزي بمانم 

در گوشه اي از مدينه در برهـه اي از زمانه 


نزديك هجده نفس بود عمرم در اين خاك خاكي 

يك عمر هجده بهاره يك عمر پيغمبرانـه 


مي خواستم پر بگيرم برگردم آنجـا كه بـودم 

بالم شكست و نشستم دو ماه در كنج لانه 


كردند كاري كه هر شب پيش نـگاه مدينه 

سر مي زدم كوچه كوچه ، در مي زدم خانه خانه 


هم دستم از شانه افتـاد هم شانه از دستم افتـاد 

تـا كه پريشان بمانـد اين گيسوي دختـرانه 


بالم اگر پربگيرد پـرواز از سر بگيـرد 

ديگـر نمي ماند از من حتي نشان ِ نشانه 


من مال اينجـا نـبودم تـا كه در اينجـا بمانـم 

از آسمان آمدم من پس مي روم سمت خـانه


نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در دوم خرداد 1388

لينك ثابت


» جهاد مقدس ....................... علیرضا قزوه «

بسم الله القاصم الجبارین

پرزیدنتی که سوسک شد....

 

کفشی به او نخورد

ولی مُرد

و پیش از آن که بمیرد

در نطق بچگانه خود گفت

که نمره ات 10 بود

اما تو 20 گرفتی المنتظر!

حالا باران کفش می بارد در واشنگتن و بغداد

المپیک کفش راه افتاده است در خیابان های دنیا

و در منا

شیطان عقبی را

هر ساله بعد از این

با کفش های سنگی

خواهند زد

کوتاه نیا المنتظر!

سیاستمداران تنها می توانند جا خالی بدهند

و کفش های گران و برّاق بپوشند

و حرف مفت بزنند

کوتاه نیا در برابر کوتوله ها

که کفش تو فصیح تر است و

یک لنگه کفش تو

از قیمت تمام کفش های دیکتاتورها

بالاتر است

مزایده کفش!

حراج فراگ های کابوی!

سقوط قیمت گاومیش!

سرگیجه فراکسیون دلار!

محاصره غزه!

موشک در برابر غذا

کفش در برابر دلار

دلار می شکند

و کفش های منتظر

پیروز می شود

و بعد از این

در قصّه های شب یلدا

مادربزرگ ها حکایت می کنند:

یکی نبود و یکی بود

کفشی بود و

پرزیدنتی که سوسک شد

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در سوم دی 1387

لينك ثابت



مطالب پيشين


منوي كاربري

Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير :

---- بسم رب العشق ...
---- حرفی جز تصو یر بالا نمونده .


لينك دوستان

رفع مشكلات وبلاگنويسان
سايت آموزش ايرانيان
دفتر مقام معظم رهبری
قاصدک شب
غرفه ناز
پرچین راز
لوح دل
پرواز به سوی پروردگارم
حکایت مستان کربلا
فرهنگ و اندیشه
بانوی بی نشان
دلتنگی های آدمی را ...
یار دلنواز
عرش عشق
حاج محمود قاسمی
شکایت نی
طراوت باران
آینه ها دچار
بگو عاشقی تا سلامت کنم
عطش
مولای رحمت
نرگسی
قرارمون ساعت عشق
شهدا
کنیز حضرت زهرا
دوستی
شمس آفاق
آلاچیق
تنفس صبح
منتظران ظهور
بچه های آسمانی
بهترین من
دختر باییز
رز سیاه
آواز بر جبرائیل
بابای شهیدم
فداغ نور ایمان
ثانیه های انتظار
خاطرات فراموش شده
چهل منزل تا اربعین
دل نوشته ها
محبان مهدی
خورشید دلها
مسند خورشید
ظهور نور
راویان دفاع مقدس
سحر خیز مدینه
دل نوشته های مادر
هستی
بوی بارون
بیداریه
منتظران
دختر عاشق
رقص گلها
مدیون خدا
بچه شهید
گفتگو با خدا
شکوفه عصمت
نور ثامن
نسیبه عابدی
یا فاطمه الزهرا
انجمن شعر
شاعر کنار دفترش
پردیس
تا لب چشمه خورشید
به سوی خدا برویم
سادات خانم
ای داد ازین غوغای دل
نخستین عشق
که در طریقت ما کافری ...
شاخه طوبی
نوازش مولا علی ...
قالب هاي حرفه اي براي شما
آموزش هر آنچه شما بخواهيد



All Rights Reserved 2008 © by omolaemeh.blogfa.com
This Themplate Designed By amir kermanshahi