تبليغاتX
هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا اراک .

منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

محفل فاطمیون اراک


موضوعات

آموزش مداحی
رحمت خداوندی
شعر و شعور
خوب است بدانیم
نامه یار
جلوه جمال
مناسبتها
نکته هاو گفته ها
فاطمیه
اشعار میلاد انوار الهی
امام زمان عج
مشتی خاک
ماه رجب
ماه شعبان
ماه رمضان
ماه شوال
ذی القعده
ذی الحجه
محرم
صفر
شهدا
امام خمینی رحمه الله
عکس
شیعه شناسی
ربیع الاول
ربیع الثانی
عشق و عاشقی
عارفانه
اجتماعی
سیاسی
فرهنگی و هنری
توابین


آرشيو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


زمان حال

آمار وبلاگ

» دور از انتظار ....................... مرادی «

 

بسم رب الشهدا ...

بالی نمی خواهم ...

همین پوتینهای کهنه هم می توانند ...

مرا به آسمان ببرند ...

( سید شهیدان اهل قلم ... سید مرتضی آوینی ) ...

از همیشه بدون شرح تر ...

 

 

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در بیست و سوم آبان 1388

لينك ثابت


» لطیفه ها .......................... مرادی «

... ان الله جمیل و یحب الجمال ...

 

۱- دانش آموزان سر کلاس سر و صدا میکردند . ناظم وارد کلاس شد و با عصبانیت گفت :

اینجا طویله است ؟ یکی از دانش آموزان گفت : خیر آقا . اشتباهی آمدید ...

اندرز : در همه حال باید  صادرات زبان را کنترل کرد شاید پاسخ آنی نباشد که ما انتظار داریم .

 

۲- یکی از اهل ذوق و شعر حاکمی را مدح کرده بود ... حاکم امر کرد پالان الاغی را با کمر بند به او دادند .

آن مرد پالان را بر دوش گذاشت و از مجلس خارج شد ... دوستانش به او گفتند : صله مدح امیر چه بود ؟

گفت : من حاکم را با  بهترین اشعار و سخنانم  مدح کردم و او هم بهترین لباسش را به من هدیه داد !!!

اندرز : اعمال و رفتار ما ممکن است برای خودمان سنجیده و خوب باشد اما برای طرف مقابل شاید

 آن نباشد که ما فکر می کنیم . هر کس به اندازه و قدر خود باید عمل کند .

۳- بهاء الواعظین میگوید : در ابتدای مشروطیت به خانه ای رفتم  . زن پیر و دختر جوانی در آنجا بودند.

پیر زن پرسید منظور از مشروطیت چیست ؟

گفتم : وضع قوانین جدید . گفت : مثلا ؟ مرا شوخی گرفت . گفتم : مثلا دختران را به پیر مردان بدهند

و زنان پیر را به جوانان ...!!!  دختر گفت : این چه فایده ای دارد ؟ پیر زن بدون درنگ گفت :  ای بی حیا

حالا کار تو به جایی کشیده که به قانون مشروطیت ایراد می گیری ؟؟؟!!!

اندرز : انسان در همه حال اگر بر خود مسلط نباشد خواهشهایی گوناگون دارد

 و فکر شان و منزلت خویش را نمی کند . آنانی بر سبیل ثواب در حرکتند که شان خود بدانند و بر

خواهشهای خود فائق آیند ...

 

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در هجدهم آبان 1388

لينك ثابت


» چشم خدا ........................ مرادی «

بسم الله الرحمن الرحیم ...

... بعضی همه ی تلاش و کوشش و همتشان در این است که خود را در چشم مردم بزرگ کنند ...

و برای این هدف حاضرند از خدا هم بگذرند و خدا را نادیده بگیرند ...

غافل از اینکه عزت فقط در نزد خداست ... هم عزت میدهد و هم خوار میکند ...

هم عزیز است و هم قهار ... بلندی و پستی ... همه به اراده اوست ...

جز او هیچ موثری در عالم وجود ندارد ... چه بخواهیم چه نه !

عزتی که مردم میدهند همیشه با منتش تلخ به کام خواهد شد ...

و عزتی که خدا میدهد همیشه شیرین ...

 

 

 

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در چهاردهم آبان 1388

لينك ثابت


» حرف مردم ..........................مرادی «

یا رب الحسین علیه السلام...

... زبان مردم مثل سرسره است هیچ چیز روی آن گیر نمی کند .

امروز یک چیز میگویند و فردا چیز دیگری .

بیچاره کسی که بخواهد خود را با حرف مردم تنظیم کند .!

یادت باشد حرف مردم مثل برف است . شب می آید و روز میرود !

سخن انسانهای بی اخلاق و بی تقوا از این هم سست تر و بی دوام تر است .

وانسانهای اهل ایمان و متعبد هم که اصلا چنین سخنانی نمی گویند

چون خدا در زندگی آنان نقش دارد ...

خوشا بر احوال آنان که گوششان بدهکار سخن خدا باشد که ازلی و ابدی است .

سخنانی که رشد دهنده و تعالی در بر دارد ...

 

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در یازدهم آبان 1388

لينك ثابت


» معامله ............................ مرادی «

 

بسم الله الرحمن الرحیم ...

... شخصی به شیرینی فروشی محل رفت و از او خواست

یک کیلو شیرینی به او بدهد و پولش را بعدا دریافت کند ...

شیرینی فروش گفت : از شیرینی ها بچش هر کدام را پسندیدی برات آماده کنم ...

مرد گفت : من از سالهای گذشته روزه بدهکارم و الان روزه هستم و از خوردن معذور ...

شیرینی فروش گفت : برو  . برو تو که در معامله با خدا چنین میکنی با من چه خواهی کرد . ؟

تو هنوز از سالهای قبل به خدا بدهکاری  با من که جای خود دارد چه کنی ... !!!

واقعا کسی که حق خدا را زیر پا بگذارد چه توقعی است با خلق خدا درست معامله کند ....

خدا تهمت و غیبت و نگاه حرام و ... را حرام کرده و به شدت عامل آن را تنبیه نموده ...

حال کسی که حکم و امر خدا را زیر پا بگذارد شما متوقعید با شما درست رفتار کند ؟؟؟

چه خیال باطلی ...

 

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در نهم آبان 1388

لينك ثابت



مطالب پيشين


منوي كاربري

Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير :

---- بسم رب العشق ...
---- حرفی جز تصو یر بالا نمونده .


لينك دوستان

رفع مشكلات وبلاگنويسان
سايت آموزش ايرانيان
دفتر مقام معظم رهبری
قاصدک شب
غرفه ناز
پرچین راز
لوح دل
پرواز به سوی پروردگارم
حکایت مستان کربلا
فرهنگ و اندیشه
بانوی بی نشان
دلتنگی های آدمی را ...
یار دلنواز
عرش عشق
حاج محمود قاسمی
شکایت نی
طراوت باران
آینه ها دچار
بگو عاشقی تا سلامت کنم
عطش
مولای رحمت
نرگسی
قرارمون ساعت عشق
شهدا
کنیز حضرت زهرا
دوستی
شمس آفاق
آلاچیق
تنفس صبح
منتظران ظهور
بچه های آسمانی
بهترین من
دختر باییز
رز سیاه
آواز بر جبرائیل
بابای شهیدم
فداغ نور ایمان
ثانیه های انتظار
خاطرات فراموش شده
چهل منزل تا اربعین
دل نوشته ها
محبان مهدی
خورشید دلها
مسند خورشید
ظهور نور
راویان دفاع مقدس
سحر خیز مدینه
دل نوشته های مادر
هستی
بوی بارون
بیداریه
منتظران
دختر عاشق
رقص گلها
مدیون خدا
بچه شهید
گفتگو با خدا
شکوفه عصمت
نور ثامن
نسیبه عابدی
یا فاطمه الزهرا
انجمن شعر
شاعر کنار دفترش
پردیس
تا لب چشمه خورشید
به سوی خدا برویم
سادات خانم
ای داد ازین غوغای دل
نخستین عشق
که در طریقت ما کافری ...
شاخه طوبی
نوازش مولا علی ...
چراغ راه آینده - آقای سپهروند
قالب هاي حرفه اي براي شما
آموزش هر آنچه شما بخواهيد



All Rights Reserved 2008 © by omolaemeh.blogfa.com
This Themplate Designed By amir kermanshahi